لقب آیت الله برای احمدی نژاد


احمدی‌نژاد نشانه خداوند است!


آفتاب: یکی از هواداران افراطی «محمود احمدی‌نژاد» با اعطای لقب «آیت‌الله» به وی، او را «یکی از نشانه‌های خدا بر روی زمین»‌دانست.


به گزارش آفتاب، این شخص که از خبرنگاران سایت اصلی هوادار دولت است و سابقه طولانی در نگارش مطالبی علیه شخصیت‌های باسابقه نظام دارد، در مطلبی که با عنوان «آیت‌الله احمدی‌نژاد...» در سایت شخصی خود نوشته، با بیان این ادعا که «لقب آیت الله بر شخصی دلالت می‌كند كه انسان را بر یاد خدا و راه او و روش رسیدن به او مثلاً بوسیله بیان احكام هدایت می‌كند»، اظهار داشته: «در تاریخ شیعه همواره علمایی برای تبیین راه خدا بود و مردم را دلالت می‌كردند بر این راه. وظیفه اصلی آنان هدایت مردم به سمت خدا بوده و هست».

این چهره افراطی حامی دولت نهم در ادامه مطلب خود آورده است: «احمدی‌نژاد كسی است كه چون صورت نورانی‌اش را در اثر كثرت خدمت به خلق خدایش ببینی جز عشق به خدا نخواهی دید. كسی است كه حتی كینه‌توزان و منتقدانش بر خدائی‌ بودنش دلالت می‌كنند. به راستی تاكنون چه كسی اینچنین مورد غضب دشمنان خدا قرار گرفته؟ چه كسی تاكنون این چنین ذكر خدا را با عمل برای او عجین كرده تا بزرگترین و موثرترین درس كه همان درس عملی باشد را به دیگران بیاموزد؟ آیا او نشانه خدا نیست؟ آیا همردیف كسانی نیست كه دلالت می‌كنند بر خدا و راهش و ولی‌اش؟ آیا تعریف‌های آنچنانی امام بسیجیان از او همان شاخصه‌های یك مبلغ و حمایت كننده دین نیست؟ آیا او آیت الله نیست؟».

اطلاعیه مهم دفتر رييس جمهور


آقا مگه شما نمیدونید فرودگاه 70 میلیون نفر گنجایش نداره؟ لطفا، خواهش میکنیم نیایید
اِاِاِاِاِاِ .... هل نده


اطلاعیه مهم دفتر رييس جمهور

دفتر رييس جمهور با انتشار اطلاعيه اي ضمن قدردانی از احساسات پاک و بی شائبه مردم شریف و غیور ایران اسلامی ، خواستار عدم برگزاري مراسم خودجوش استقبال مردمی از رییس جمهور شد .
متن اطلاعيه دفتر رييس جمهور به اين شرح است :


بسم الله الرحمن الرحیم

حضور حماسي ، مدبرانه و معنوی رييس جمهوري اسلامي ايران در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد و انجام سخنراني و مصاحبه هاي مختلف در نيويورك، موجي از شور و شعف توام با ابراز احساسات خالصانه اقشار مختلف مردم وفادار و مومن در ايران اسلامي و دوستداران و هواداران انقلاب اسلامي در سراسر جهان را فرا گرفت.
مطلع شديم دانشگاهيان ، فرهنگیان، طلاب، بسيجيان و گروه هاي مختلف مردمي با انتشار اطلاعيه هاي جداگانه از هموطنان براي استقبال از رييس جمهور محترم به هنگام بازگشت به كشور دعوت بعمل آورده اند. با توجه به نظر رییس جمهور محترم، بدينوسيله ضمن تقدير و تشكر صمیمانه و خاضعانه از ابراز احساسات پاک و بي شائبه مردم غیور ایران اسلامی، درخواست می کنیم تا به جای این مراسم، با حضور در مساجد، حسینیه ها و شرکت در نمازهای جمعه و جماعات به شکرانه این موفقیت بزرگ، سجده شکر به درگاه ایزد منان بسائیم.
از خداي متعال عزت، افتخار و سربلندي ملت عزيز ايران اسلامی را مسالت می کنیم .

منبع

فلش - آموزش حق تقدم در رانندگی


انصافا ما ایرانیها توی رانندگی هر چی بلد باشیم این حق تقدم رو بلد نیستیم
اینجا سر بزنید و امتحان کنید تا شما هم قبول کنید. خیلی خوب کارشده

بیست و پنج مهارتی که هر مردی باید داشته باشد


25 مهارتی که هر مردی باید داشته باشد. البته از نگاه مجله Popular mechanics

مجموعه تصاویر مربوطه رو از اینجا دانلود کنید.

کلیپ : چگونه یک رزومه موثر بنویسیم؟


VideoJug: How To Write A CV

کتاب بانک اطلاعات گیاهان دارویی


اطلاعات جامعی از گیاهان دارویی و خواص آنها رو از اینجا بردارید. بدرد میخوره

برای نمونه دارچین رو ببینید

كليات گياه شناسي

دارچين از قديم الايام در دنيا بكار ميرفته است در مصر حتي قبل از ساختمان اهرام ثلاثه مصر براي درمان امراض مختلفه مصرف مي شده است .

اسم دارچين Cinnamon از كلمه عربي Kinnamon مشتق شده و در كتاب مقدس به آن اشاره شده است و در مراسم مذهي يهوديان بكار مي رفته است .

دارچين پوست درختي است كه تا 10 متر ريشه مي كند برگ اين درخت سبز سير و داراي گلهاي برنگ سفيد مي باشد . پوست اين درخت را كنده و معمولا پوارد مي كنند و در غذا يا بعنوان چاي از آن استفاده مي كنند .

خواص داروئي:

دارچين رمز جواني است و مصرف روزانه آن انسان را سلامت جوان نگه مي درد .

دارچين براي زياد شدن و بازيافتن نيروي جنسي نيز بكار مي رود كليه را گرم مي كند و ضعف كمر و پاها راازبين مي برد و كم خوني را درمان مي كند .

دارچين بهترين دارو براي دردهاي عضلاني است و جديدا در آمريكاي شمالي و كانادا كرم هايي ببازار آمده كه داراي دارچين است و براي رفع درد بكار مي رود .

حتما تا بحال متوجه شده ايد كه بعد زا خوردن يك دونات دارچين در همه چيز را زيبا مي بينيد و چقدر آرام هستيد . اين خاصيت دارچين است زيرا دارچين اثر آرام كنده وشاد كننده درد و از بسياري از داروهاي آرام بخش بهتر است . و در حقيقت مي توان گفت دارچين واليوم گياهي است زيرا در دارچين ماده اي است بنام Cinnamodehyde كه روي حيوانات و انسان اثر آرام بخش درد .

اثر مهم ديگر دارچين پائين آوردن تب مي باشد و حتي امروزه دارچين را بصورت قرص و كپسول درآورده اندكه بعنوان تب بر بكار مي رود . شما مي توانيد بآساني با نشويدن يك فنجان چاي دارچين تب را بسرعت پائين بياوريد . دارچين رگها را باز مي كند و اثر خوبي در گردش خون درد .

دارچين خاصيت عجيب ديگري درد و آن قوي كردن مصونيت بدن در مقابل امراض است و حتي مي توان گفت كه اثر پني سيلين و آنتي بيوتيك را به مقدر زيادي درا است . اگر حس كرديد كه ضعيف شده ايد و ممكن است مريض شويد چاي درجين را فراموش نكنيد و حتي اگر سرما خورده ايد يا ضعف شديد دريد چاي دارچين بهترين دارو است .

يكي از دانشمندان انگليسي در كتابي كه قرن نهم تاليف نمود ادعا كرد كه دارچين معده را تميز و آرام و قوي مي كند . بنابراين اگر ناراحتي معده دريد حتما از دارچين استفاده كنيد دارچين با اين همه خواص طعم بسيار خوبي درد . حتي اگر چاي معمولي مي نوشيد آنرابا يك قطعه پوست دارچين بهم بزنيد كه طعم آنرا بهتر كند

بي دليل نيست كه در گذشته سلماني ها كه در حقيقت دكترهاي طب قديم بودند به مشتريهاي خود چاي دارچين مي دادند .

مضرات :

مضرات خاصي براي آن بيان نشده است .

منبع


متن کتاب قلعه حیوانات


مزرعهٔ حیوانات: داستان پریان (Animal Farm: A Fairy Story)، که در ایران به نام‌های قلعهٔ حیوانات و مزرعهٔ حیوانات ترجمه شده‌است، رمان کوتاهی تمثیلی به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول است، دربارهٔ گروهی از حیوانات که انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند، ولی پس از مدتی این حکومت به حکومتی خودکامه با شرایط مشابه قبل تبدیل می‌شود. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته شد و در سال ۱۹۴۵ میلادی منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی محبوب شد. معروفترین جمله این کتاب «همه حیوانات باهم مساویند، اما برخی مساوی ترند» است.در زبان انگلیسی به عنوان ضرب المثل وارد شده‌است.(ویکیپدیا)

تعدد زوجات به سود زنان است


خبرگزاري فارس:خانم طاهره رحيمي (دبيركل حزب فاطميون) با اشاره به لايحه حمايت از خانواده گفت:تعدد زوجات حقي براي زنان و به سود آنان است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دبيركل حزب فاطميون در ادامه نشست بررسي «لايحه حمايت از خانواده» با اشاره به اينكه بيشترين آسيبي كه زنان در مواجهه ازدواج مجدد مردانشان مي‌بينند آسيب روحي و رواني است گفت: هنگامي كه يك مرد مجدداً ازدواج مي‌كند نه تنها زن دچار آسيب روحي و رواني شديد مي‌شود، بلكه جامعه نيز با ديد تحقير به او مي‌نگرد.
طاهره رحيمي با تأكيد براين نكته كه حق و حقوق زن اول بايد به طور تمام و كمال پرداخت شود گفت: نبايد اين‌گونه احساس شود كه زن دوم جايگاهي هم‌اندازه زن اول دارد.
رحيمي در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از اينكه در لايحه تنها استطاعت مالي مرد در نظر گرفته شده است گفت: چرا استطاعت روحي، رواني، وقت و.... مرد در نظر گرفته نشده است؟
دبيركل حزب فاطميون با بيان اينكه تعدد زوجات حقي براي زنان و به سود آنان است، در توضيح آن گفت: وقتي تعداد زنان آماده ازدواج يك جامعه بيش از ميزان مردان باشد، اين زنان حق مادر شدن و همسر شدن را دارند و نمي‌توانيم آنها را محكوم كنيم كه چون سهمي ندارند، حقي هم ندارند.
وي در پايان افزود:در اسلام هم تأكيد شده است كه نه تنها مردان و زنان آزاده بايد ازدواج كنند بلكه غلامان و كنيزان نيز بايد ازدواج كنند و خانواده تشكيل دهند.

منبع
نظر این خانم رو وقتی شوهرش زن گرفت دوباره باید پرسید

الگوهای رویش برخالی


یادمه شاید اول و دوم راهنمایی بودم که شکلی عجیب مثل شکل بالا در یک برنامه علمی تلویزیون نظرم رو جلب کرد ولی سر در نمی آوردم چی به چیه! از اون به بعد هم جایی در موردش چیزی ندیدم. تا امروز که در یک سایت در موردش مطالبی گفته شده بود ویدئوی زیر را حتما ببینید. (اگر نشد از فیلترشکن در ستون سمت چپ استفاده کنید)

بَرخال (فرکتال، فراکتال، fractal) ، ساختاری‌ است که هر جزء از از آن با کلش متشابه است.


ایده خود متشابه در اصل توسط لایبنیتس بسط داده شد. او حتی بسیاری از جزئیات را حل کرد. در سال ۱۸۷۲ کارل وایرشتراس مثالی از تابعی را پیدا کرد با ویژگیهای غیر بصری که در همه جا پیوسته بود ولی در هر جا مشتق پذیر نبود. گراف ‌این تابع اکنون برخال نامیده می شود. در سال ۱۹۰۴ هلگه فون کخ به همراه خلاصه‌ای از تعریف تحلیلی وایرشتراس ، تعریف هندسی‌تری از تابع متشابه ارائه داد که حالا به برفدانه کخ معروف است. در سال ۱۹۱۵ واکلو سرپینسکی مثلثش را و سال بعد فرش‌اش (برخالی) را ساخت. ‌ایده منحنیهای خود متشابه توسط پاول پیر لوی مطرح شد او در مقاله اش در سال ۱۹۳۸ با عنوان «سطح یا منحنیهای فضایی و سطوحی شامل بخشهای متشابه نسبت به کل» منحنی برخالی جدیدی را توصیف کرد منحنی لوی c. گئورگ کانتور مثالی از زیرمجموعه‌های خط حقیقی با ویژگیهای معمول ارائه داد‌. این مجموعه‌های کانتور اکنون بعنوان برخال شناخته می‌شوند. اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توابع تکرار شونده در سطح پیچیده توسط هانری پوانکاره، فلیکس کلاین، پیر فاتو و گاستون جولیا شناخته شده بودند. با‌این وجود بدون کمک گرافیک کامپیوتری آنها نسبت به نمایش زیبایی بسیاری از اشیایی که کشف کرده بودند، فاقد معنی بودند. در سال 1960 بنوا مندلبرو تحقیقاتی را در شناخت خود-متشابه‌ای طی مقاله‌ای با عنوان «طول ساحل بریتانیا چقدر است؟ خود متشابه‌ای آماری و بعد کسری» آغاز کرد. ‌این کارها بر اساس کارهای پیشین ریچاردسون استوار بود. در سال ۱۹۷۵ مندلبرو جهت مشخص کردن شئی که بعد ((هاوسدورف بیسکویچ)) آن بزرگتر از بعد توپولوژیک است کلمه برخال را‌ایجاد کرد. او‌این تعریف ریاضی را از طریق شبیه سازی خاص کامپیوتری تشریح کرد.

بر خالها از نظر روش مطالعه به برخالهای ‍‌جبری و بر خالهای احتمالاتی تقسیم می شوند. از طرف دیگر برخالها یا خود متشابه اند (self similarity) یا خود الحاق (self affinity) هستند. در مورد خود متشابه‌ای شکل جز کپی دقیقی از شکل کل است و در همه جهات به نسبت ثابتی رشد می کند اما در خود الحاقی شکل جز در همه جهات به نسبت ثابتی رشد نمی کند. مثلا در مورد رودخانه‌ها وحوضه‌های آبریز بعد برخالی طولی متفاوت از بعد برخالی عرضی است Vx = 0. 72-0. 74 و Vy = 0. 51-0. 52 (ساپوژنیکوف و فوفولو ،1993) لذا شکل حوضه آبریز کشیده‌تر از زیر حوضه‌های درون حوضه است. به خود متشابه‌ای همسانگرد ( isotropy) می‌گویند. به خود الحاقی ناهمسانگرد( anisotropy) می‌گویند.

گسترش رو به رشد رویکرد مونوفراکتالی (تک برخالی) اخیر، داده‌ها را با مجموعه فراکتالی، بجای بعد منفرد فراکتالی توصیف می‌کند. ‌این مجموعه طیف چند برخالی (multifractal spectrum) نامیده می شود و روش توصیف تغییر پذیری بر اساس طیف سنجی چند برخالی به آنالیز چند برخالی (multifractal analysis) معروف است (فریش و پاریسی، 1985). روش چند برخالی به اندازه خود متشابه‌ای آماری (statistical self-similar) دلالت دارد که می تواند به صورت ترکیبی از مجموعههای متقاطع برخالی (interwoven fractal sets) مطابق با نمای مقیاس گذاری نمایش داده شود. ترکیبی از همه مجموعه‌های برخالی طیف چند برخالیی را‌ایجاد می کند که تغییر پذیری و ناهمگنی متغیرمورد مطالعه را مشخص می‌کند. مزیت رویکرد چند برخالی‌این است که پارامترهای چند برخالی می توانند مستقل از اندازه موضوع مورد مطالعه باشند.

منبع ویکیپدیا



خلاصی از درد گوش در هواپیما


VideoJug: How To Relieve An Earache Caused By Flying


ویدئو کلیپ: چگونه از درد گوش ناشی از تغییر فشار در هواپیما خلاص شویم؟

جزوه آموزش زبان (دبیره) اوستایی




قابل توجه علاقمندان ، این جزوه که ظاهرا خیلی هم براش زحمت کشیده شده رو از اینجا دانلود کنید.
اطلاعات تکمیلی در مورد مولف و .. در فایل موجود است.

یگ گیگا بایت


تفاوت حافظه یک گیگا بایتی امروزی با 20 سال پیش

انحراف


در مسیری که به سمت محل کارم میرم یک فروشگاه مربوط یه انجمن اسلامیه که انواع و اقسام CD و DVD مبفروشه (البته حتما با رعایت Copy-right!) امروز یک مداحی یا شاید هم عزاداری (واقعا تشخیصش سخته) گذاشته بودند (با صدای آزار دهنده) و جناب مداح میگفت :

دیــــــنم ...، دیــــــنم ...، زینب و حسینه

قبلـــــــه ام ...، قبلــــــــه ام ...، بین الحرمینه

به نظر شما وهابیها و سنی های تند رو حق ندارند که مارو ... بدونند؟

آیا واقعا این کارها صوابه و ثواب داره؟

ویدئوی آخرین اجرای مرغ سحر شجریان


به مناسبت سالگرد تولد 67 سالگی استاد شجریان (اول مهر) آخرین اجرای مرغ سحر ایشون رو اینجا گذاشتم. البته چون با موبایل فیلم برداری شده کیفیت جالبی نداره ولی حتما شنیدنی و دیدنیه.

اگر نتونستید ببینید یا از فیلتر شکنم استفاده کنید یا فایلش رو از اینجا بردارید.

برای دیدن فایل بالا هم میتونید از همه چیز player من استفاده کنید. (اینجا)

video


تحميق رسانه‌اي


صبح‌ها اگر تلويزيون را روشن كنيد؛ فرقي نمي‌كند چه ساعتي از صبح زود تا حوالي سه و چهار بعدازظهر هر وقت كه تلويزيون را روشن كنيد احساس
حماقت مي‌كنيد.بدون هيچ اغراقي اين را مي‌گويم.مدتي است دارم اين مسئله را دنبال مي‌كنم و به نظرم اصلا نقش اساسي و ماموريت اصلي صدا و سيما در اين كشور تحميق مردم و بخصوص زنان است.برنامه‌هايي كه صبح‌ها از تلويزيون پخش مي‌شود همه با اين پيش‌فرض كه 90 درصد زنان جامعه ما خانه‌دار و بيكار هستند ، كاملا براي ترويج سطحي‌نگري و قشري‌گري ميان زنان تهيه‌شده‌اند.شما دست روي هر شبكه‌اي كه بگذاريد بدون استثنا يك عدد آقاي روحاني را در كنار يك عدد آقا يا اغلب خانم مجري ب اكرشمه‌هاي اسلامي مي‌بينيد كه نشسته‌اند و از ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين و سطحي‌ترين مسائل ممكن حرف مي‌زنند.موضوع اين برنامه‌ها بدون استثنا يا آشپزي است يا خياطي و يا گل چيني و تزئين ميز شام ! خيلي كه قضيه بخواهد درست پيش برود يك آقاي دكتر يا خانم دكتر مي‌آيند و درباره چكونگي حفظ سلامت اعضاي محترم خانواده قبل از افطار و بعد از افطار يا درباره اينكه بچه‌ها در سنين مختلف به چه خوراكي‌ها و ويتامين‌هايي نياز دارند حرف مي‌زنند ، همين و بس ! و زنان ما هيچ كار و دغدغه‌ ديگري جز شكم اعضاي خانواده ندارند ! تازه اينها كه خيلي خوب است؛ جدا مي‌گويم ، واقعا خوب است...چند روز پيش در يكي از برنامه‌هاي هزارقسمتي « صبح و خانواده » حجت‌الاسلام نقوي داشت براي خانم‌هاي محترم خانه‌دار سخنراني مي‌كردو به خدا قسم مي‌خورم كه دقيقا اين حرف‌ها را مي‌زد:
« يه توپ دارم قل‌قليه / سرخ و سفيد و آبيه / مي‌زنم زمين هوا مي‌ره / نمي‌دوني تا كجا مي‌ره ....خب حالا در اين شعر چه حكمتيست ؟ خانم‌هاي محترم توجه داشته باشند كه مي‌گويد چي ؟ مي‌گويد مي‌زنم زمين هوا مي‌ره ! يعني چي ؟ يعني تا نزني زمين كه هوا نمي‌ره...پس اين خود تو هستي كه بايد بزني زمين اي بنده خدا تا بعدا هوا بره و اگرنه اين اتفاق نمي‌افته ! مي‌بينيد كه در همين شعر كودكانه چقدر حكمت نهفته است ؟ حالا از اينجا مي‌خوام به بحث ديگري برسم و آن اينكه بنده مومن اگر تحمل سختي‌ها را نكند كه خداوند اونو دوست نخواهد داشت.شما اگر با مردي كه بداخلاقي مي‌كنه و تنده و اذيتتون مي‌كنه تونستيد زندگي كنيد و گلايه نكنيد هنر كرديد.اگر تونستيد بمونيد و زندگي‌تونو با مردي كه اخلاق بدي داره و خداي ناكرده رفتار بدي با شما مي‌كنه حفظ كنيد اونوقت بنده مومن خداوند هستيد واگر نه كه هنري نكرديد...مثال هم براتون مي‌زنم.همين آسيه ، همسر فرعون ! يكي از بزرگ‌ترين زنان تاريخه و نزد خدواند عزيزه . چرا ؟ براي اينكه مردي مثل فرعون را تحمل كرده در زندگي‌اش.حالا مردهاي شما كه خداي‌ناكرده فرعون نيستند ! يا از اون طرف امام حسن هم يكي از مزاياي ايشان پيش خدا تحمل بدخلقي‌هاي زني‌است كه آخرش هم به او سم مي‌ده و مي‌كشتش...اما به جاش اين بنده‌ها نزد خداوند جايگاه والاتري دارند...به اميد روزي كه همه ما به چنين جايگاهي برسيم نزد پروردگار.والسلام و دست خدا به همراهتون تا برنامه بعد

من ديگر حرفي ندارم جدا يعني كم آوردم راستش در برابر اين استدلا‌ل‌ها و اين جور ربط دادن فلان به بهمان در رسانه ملي !

منبع

داستان شکوفه های گیلاس



با محمد صالح علاء سال 71 آشنا شدم . موقعی که مشغول درس خوندن برای کنکور بودم و شبها رادیو تنها همدمم بود. راه شب گوش میدادم و یکی تو سر خودم میزدم یکی تو سر کتابها!

جمعه ها محمد صالح علاء در راه شب قصه میگفت. یادمه هر جمعه منتظر داستانهاش بودم. یک شب یکی از داستان هاش رو ضبط کردم.

اگر اشتباه نکنم اسمش "شکوفه های گیلاس" بود. داستان پسری یک لا قبا که عاشق دختر پولداری شده بود.

داستان لطیف و در عین حال خاصیه چرا که نویسنده اش سبک خاصی داره.

حالا بعد از سالها اون نوار رو mp3 کردم با اجازه آقای صالح علاء فایلش رو اینجا میذارم. بد نیست گوش بدبد. البته با عرض معذرت، کیفیتش پایینه.

دانلود فایل صوتی داستان

یا از اینجا

صدای فیلم ها را بشنوید


توی این سایت صدای تعداد زیادی فیلم رو گذاشتن (حدود 1000 فیلم) که میشه بصورت on-line گوش کرد.

کار بدی نیست برای تقویت زبان هم خوبه خصوصا در مورد فیلمی که چند بار دیدیدش.

با دیدن این سایت یاد یک نکته جالب افتادم:

شنیدم که توی هند مردم بقدری به سینما علاقمند هستند که اگر پول کافی برای خرید بلیط نداشته باشند میتونند با حدود نصف قیمت بلیط، فقط صدای فیلم رو بشنوند.



عدد بده



بین دیازپام ده خورانده‌اند


گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

از سه‌راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه‌راه آذری گذر

ز کار و بار و یار و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر

دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر

دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر

عر بزن،
کوبه‌ی سفالی‌ات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر

ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر

جسم خود سه‌راه آذری ببر برون نیا
شمال شهر را بکش، بکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر

ز سر، ز همسر زمادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان گذر، زجان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر

ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین

دلت به انتظار چشم‌هاست، عدد بده
دلت به انتظار چشم‌هاست...
ببین جهان چگونه کرده است، راست

نرو به زیر کار و بار دلبران، گران
نرو نرو نرو، نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد
از کران تا کران
دلت چه شد، دلت چه شد
به باد رفت
تمام ایده‌ها و آرزو، ز یاد رفت

چست و چابکی چنین که خشم دردهی
ز جان گذر
ز جان ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو، بشو تهمتن و ز هفت‌خوان گذر
دد بشو، دد بشو، دد بشو
بشو بشو تهمتن و ز هفت‌خوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران

ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین

ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول می‌دهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده‌ است عدد
فکر خلق را

مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشه‌ای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بی‌کرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگیت، سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده

چه مانده‌است در برت فقط ندای ماندولین
چه مانده‌است در کف‌ات، فقط سرنگ انسولین

انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ...

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

آی مرد سامری خفن شدی
در سه‌راه آذری کفن شدی
ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدی

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
( ترانه و آهنگ از نامجو)
------------------

(گوش کنید) مصاحبه رادیو زمانه با نامجو

تبدیل عکس پیکسلی به برداری


عکس های پیکسلی رو وقتی زیاد زوم میکنید کیفیت بدی پیدا میکنند ولی عکس های برداری این مشکل رو ندارند و خیلی جاها بدرد میخورند. (لوگو ها و کارهای تبلیغاتی)
توی این سایت میشه عکس دلخواهتون رو برداری کنید.
ضمنا این عکس خودمه
http://vectormagic.stanford.edu/

رقاصی بوش

نهاد رياست‌جمهوري: احمدي‌نژاد، سقراط زمانه است



مركز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري در نخستين شماره از «گزارش جمهور» كه با عنوان «ديالكتيك سقراطي رئيس‌جمهور در پيروزي نهضت ملي هسته‌اي ايران» در شهريور 1386 منتشر شده، شيوه احمدي‌نژاد در بحث و گفت‌وگو را همانند سقراط دانسته است.

در بخشي از اين گزارش پانزده صفحه‌اي كه حدود نيمي از آن به سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي احمدي‌نژاد اختصاص دارد و نيم ديگر توسط مجتبي زارعي، عضو و مبتكر ايده راه‌اندازي شوراي سياستگذاري نظارت بر انتشار آثار و انديشه‌هاي رئيس‌جمهور نوشته شده، آمده است: «... سقراط به دنبال آن بود كه آدمي خويش را بشناسد و شناخت و علم به خويش را همان تقوا و تقوا را هم علم و اين علم را نيز آموزشي و آموختني مي‌دانست. لذا او دمكراسي آتني گرفتار در كمند آريستوكراسي معطوف به كار ويژه‌هاي اليگارشيك را برنمي‌تابيد و به فرد، فرد آتني بشارت مي‌داد كه در صورت لياقت و كسب فضيلت، سعه وجودي‌شان ظرفيت هر شأن و مقامي را پيدا خواهد كرد. از اين رو با شاگردان آتني‌اش در «اگورا» ـ ميدان بزرگ شهر ـ مي‌نشست و بحث مي‌كرد، به دنبال طبقه ممتازين نبود و به حرف‌هاي تبليغاتي كه وي را مورد ريشخند قرار مي‌داد، هرگز توجهي نمي‌كرد. بيني‌هاي سقراط از آن روي كه از منافذ گشادي برخوردار بود، وي را مورد طعنه طايفه سفسطه‌گرا قرار مي‌داد، اما سقراط مي‌گفت: مگر نه اين‌كه بيني براي نفس كشيدن است؟ پس اگر چنين است، سوراخ‌هاي گشاد بيني‌ام راه نفس كشيدن را هموارتر مي‌كند.

رقباي سوفيست سقراط طرفي از اين طعنه‌ها نمي‌بستند ... سقراط و ديالكتيك سقراطي، قهرمانان روش‌مندي احمدي‌نژاد در بحث و مذاكره با بيگانگان مي‌باشد. رقباي احمدي‌نژاد بر آن بودند كه رياست‌جمهوري به او نمي‌آيد! اشكالي كه البته، ليبرال‌ها بر «رجايي» هم وارد مي‌نمودند. يكي از سياسيون كه برخي اوقات حرف‌هايش از جاده عقل خارج مي‌شود، عدم شباهت احمدي‌نژاد به رؤساي جمهوري! را حتي در استوديو خبري صداوسيما نيز بيان كرد و كماكان نيز او و دوستانش چنين مي‌كنند، اما رئيس‌جمهور به مدد «ديالكتيك سقراطي» و بي‌اعتنا به اين سوفسطاييان، در حال كار و مباحثه با مردمان در «اَگورا»هاي ايران است.

رئيس‌جمهور اما اكنون با مدد از ديالكتيك سقراط پيش رفته است؛ روشي كه خود سقراط آن را به «telenchus» موسوم نموده (چيزي شبيه سؤال‌پيچ‌ كردن خودمان). البته رئيس‌جمهور اين روش سقراطي را در مواجهه با بيگانگان، بيش از رقباي داخلي‌اش مورد استفاده قرار داده است. سقراط البته به دست انداختن و استهزا «ironie» نيز شهره مي‌باشد. البته بهره جستن از مثل اتصال ويژه‌خواران متنفذ با شيلنگ‌هاي چند اينچي، استهزاي سقراطي كساني است كه مبارزه با ويژه‌خواري را، بي‌ثبات‌سازي سرمايه‌گذاري در ايران ناميده‌اند. وقتي به كارنامه احمدي‌نژاد در پيروزي نهضت ملي هسته‌اي نگاه كنيم، كاربست اين فن را بيشتر مي‌يابيم.

نگارنده بر آن است كه رئيس‌جمهور اكنون با استمداد از آموزه‌هاي روش سقراط، مبدع «سياست مناظره‌اي» است و مي‌توان مدعي شد از بين حكمرانان جهان، صرفا اوست كه مي‌توان وي را «رئيس‌جمهور پرسش و پاسخ» ناميد. بسياري از مقامات عالي‌رتبه ايراني و رؤساي جمهور برخي مقاطع تاريخي ايران در مذاكره و مباحثه با بيگانگان در مقام متهم بازجويان نظام سلطه و كمپاني‌داران قرار گرفته‌اند، اما اين بار وضع متفاوت شده و رئيس‌جمهور، خود در مقام پرسش از دنيا و نيز بازجوي حكمرانان سفسطه‌جو منزلت يافته است.

نگارش نامه به فرعون زمان؛ جورج دبليو بوش، گفت‌وگوي مكتوب با ملت آمريكا و ارسال نامه به صدراعظم آلمان و همچنين اصرار رئيس‌جمهور بر اجراي «سياست مناظره‌اي» بين خود و رئيس‌جمهور آمريكا در اَگورهاي جهان، مسبوق به كاربست چنين ديالكتيكي است.

سقراط و روش سقراطي، الگوي بي‌بديل جدال با سوفسطاييان زمانه است. احمدي‌نژاد اكنون خبرسازترين رئيس‌جمهور جهان است...».

گفتاری از پیامبر


بهترین ایمان آن است که مردم از شر تو در امان باشند.

بهترین اسلام آن است که مردم از دست و زبان تو در سلامت باشند.

پرهیزگارترین مردم کسیست که علی رغم نفع و ضرر خود حق بگوید.

سه چیز است که هیچ کس از آن معذور نیست:

نیکی به پدر و مادر، وفای به عهد، رد امانت ،و هرسه در برابر مسلمان و غیر مسلمان لازم است.

میانه وری در خرج کردن نیمی از امرار معاش است.

دوستی با نیکان نیمی از عقل است و درست پرسیدن نیمی از دانش.

برگرفته از کتاب گفتار حضرت محمد نوشته محمد حسین شریف رضوی

عکس یک نهنگ در ابعاد واقعی


کار قشنگیه اینجا رو ببینید
البته سرعت بالای اینترنت میخواد

توالت رفتن در فضا


تا حالا فکر کردید فضانوردان برای توالت رفتن چه مشکلاتی دارند و چیکار میکنند؟

یک عکس زیبا از آتشفشان

روی عکس کلیک کنید

مصاحبه به سبک صدا و سیما

روی عکس کلیک کنید

سی و دو موقعیتی که بدون آنها هالیوود نمی‌دانست چه کار کند


32 موقعیتی که بدون آنها هالیوود نمی‌دانست چه کار کند

1. قربانی جلوی آینه دستشویی خودش را نگاه می‌کند. بعد خم می‌شود صورتش را بشورد . وقتی دوباره نگاه می‌کند قاتل/هیولا پشت سرش است.(معمولاً همراه با یک صدای جیغ‌مانند ناگهانی )

2.کارآگاه به بازی بچه‌ها یا یک برنامه مزخرف تلویزیون نگاه می‌کند ناگهان تکه‌های معمای پیچیده برایش روشن می‌شود.

3.یک مرد چاق باید در حال دست و پا زدن بمیرد. برو برگرد هم ندارد.(نگهبان ساختمان باشد بهتر است)

4.در تاریکی صداهای مشکوکی به گوش می‌رسد، بعد دختر بلوند فیلم نه ‌می‌گذارد نه برمی‌دارد، صاف می‌رود سمت مشکوک و داد می‌زند: "هی ..کسی اونجاست"

5. جنازه آدم بده که فکر می‌کردیم با گلوله آدم خوبه کشته شده ، سر جای خودش نیست.

6. آدم بده دارد سقوط می‌کند، قهرمان برای این که نشان دهد چقدر با مرام است دستش را می‌گیرداما درست در همین کش و قوس آدم بده یک فقره نامردی می‌کند که باعث می‌شود آستینش پاره شود و با کله سقوط کند.

7. رئیس آدم بدها همیشه یک چاقو در جورابش دارد که در لحظه نامردی نهایی به آن متوسل می‌شود. ( اگر به رئیس آدم ها بدها برخوردید قبل از گرفتن اسلحه‌اش مجبورش کنید جورابش را در بیاورد)

8. قاتلین روانی همیشه یک خرقه سیاه کلاه‌دار شبیه لباس ابی‌وان کنوبی جنگ ستارگان تنشان است.

9. خائن در سکانس نهایی اصرار دارد اول همه نقشه‌اش را برای اسیرش شرح بدهد بعد او را بکشد.

10.خوشبختانه مدتهاست که دیگر از آن خنده‌های شیطانی خبری نیست. قاتلین روانی خیلی ساکتند. صدایشان کلفت است. و معمولاً خرخر می‌کنند.

11. قاتل در نقش پیک پیتزایی زنگ در خانه آدم ها را می‌زند.

12.یا سیاهپوست بد نداریم یا به ازای هر سیاه بد یک خوبش هم ( در نقش پلیس ) موجود است.

13.یک پلیس در شرف بازنشستگی باید کارآیی‌اش را ثابت کند.(بین مورگان فریمن،بروس‌ویلیس و آل پاچینو یکی را انتخاب کنید)

14.قاتل زنجیره‌ای حتماً یک بایگانی روزنامه از شرح جنایاتش در انباری دارد.

15.کامپیوتر شخصیت‌های اصلی به یک اینترنت هوشمند عجیب وصل است که گاهی می‌توان فقط یک اسم بهش داد تا خیلی دقیق به اطلاعات لازم رسید.

16. قاتلین زنجیره‌ای یک نماد اسطوره‌ای برای خودشان دارند که پوسترش به دیوار اتاقشان است و روی بدنشان هم خالکوبی‌اش .

17. با رفتن به کتابخانه مرکزی می‌توان راز وقایع گذشته را کشف کرد.( در شبهای بارانی خصوصاً)

18.قهرمانی که مجبور است از پنجره بیرون بپرد تصادفاً (همیشه) روی کیسه‌های بزرگ خاکروبه می‌افتد.

19.موقع سرقت بانک یکی از سارقین با صدا زدن اسم رفیقش، سوتی می‌دهد.

20.رابرت دنیرو ساکت است ،ساکت است ، ساکت است ...بعد یکهو از عصبانیت منفجر می‌شود.

21.شوک فیلم آن لحظه‌ای نیست که منتظر آنیم. درست 10 ثانیه بعد است.

22. یکی از پلیس‌ها در اتومبیل است ، همکارش با همبرگر و قهوه به سمت او می‌آید.

23.قاتلین روانی آدرس سکونتشان را در دفتر شغل روزانه و عادی‌شان ، درست اعلام می‌کنند.

24.زنها عقده روانی ندارند.(کی تا حالا یک سریال کیلر زن دیده؟)

25. همسر پلیس باوجدان او را ترک می‌کند.

26." نه رد پایی .نه اثر انگشتی " این را یکی در صحنه جنایت به کارآگاه اصلی می‌گوید.

27.پیرمرد تندمزاج تفنگ دولول به دست ، از لای در خانه ‌اش به زن کنجکاو می‌گوید دیگر با هیچ خبرنگار یا پلیسی صحبت نخواهد کرد.

28.آدم بدها در صحنه یک جنگ تن ‌به تن قهرمان بزن‌ بهادر را محاصره کرده‌اند. اما هیچ‌وقت در یک‌زمان به او حمله نمی‌کنند. صبر می‌کنند تا رفقایشان له و لورده شوند بعد نوبت خودشان برسد.

29.بمب‌ها همیشه 3 ثانیه مانده به انفجار خنثی می‌شوند.

30."اف ‌بی‌‌آی وارنینگ" ابتدای تمام نسخه‌های رایت شده هم وجود دارد. همان که می‌گوید اگر قوانین کپی‌رایت را رعایت نکنید و از روی این نسخه کپی غیرمجازی بکشید چوب در آستینتان می‌کنیم!

31. همیشه برج ایفل از تما پنجره های ساختمان های پاریس پیداست

32. به محض اراده قهرمان فیلم ، تاکسی خالی توی خیابان برایش هست.

منبع

یک کیلو آهن سنگین تر است یا یک کیلو چوب پنبه

اگر جرم آنها را در نظر بگیریم حتما مساوی هستند ولی ...

بگذارید سوال رو اینطور کامل کنم:

اگر یک کیلوگرم آهن و یک کیلوگرم چوب پنبه که در خلا با هم جرم مساوی دارند رو در شرایط غیر خلا هم وزن کنیم باز هم با هم وزنند؟

جواب: خیر، چوب سبک تر میشود

کمی فکر کنید

توضیح:

هر جسمی در شرایط غیر خلا بنا بر قانون ارشمیدس، به اندازه وزن سیالی که جالجا کرده (در اینجا هوا) سبک میشود. حجم چوب بیشترازحجم آهن است، پس نیروی ارشمیدس بیشتری به آن وارد شده و عدد کمتری روی ترازو نشان میدهد. حدود دو گرم برای یک کیلوگرم چوب پنبه (با چگالی 0.4 گرم بر سانتیمتر مربع) و یک دهم گرم برای یک کیلوگرم آهن (با چگالی 8 گرم بر سانتیمتر مربع).

همینطور میشه یک سوال دیگه مطرح کرد:

اگر یک لامپ معمولی رو (با فرض خلان نسبی در داخل حباب) بشکونیم آیا وزنش تغییر میکنه؟


گوگل فیلتر شد



وبنا - سایت گوگل دات کام فیلتر شد.
این خبر ساعتی پیش از سوی یکی از کاربران وبنا در جزیره کیش اعلام شد. و درحال حاضر ساعت 10.49 دقیقه در تهران نیز سایت google.com در تهران نیز فیلتر است.
شایان ذکر است فیلتر شدن سایت گوگل در تهران در سرویس دهنده داتک به تایید وبنا رسیده است.
بسیاری از کاربران نیز در طول امروز از فیلتر شدن سایت بلاگفا و وبگذر به عنوان بزرگترین سرویس وبلاگ و بزرگترین سایت سایت خدمات شمارنده و خبرنامه نیز خبر داده اند.

لابد فردا میگن اشتباه شده (یعنی کسی میشه چنین اشتباهی بکنه؟)ولی بالاخره این اتفاق افتاده و قبحش یواش یواش میریزه. اینترنت بی گوگل معنی نداره. متاسفم برای مردممون که هر بلایی سرشون بیاد توجیه میکنند و یه جوری باهاش کنار میان.

تنها راه تشخیص یک لاستیک تازه تولید شده با لاستیک انباری


از دغدغه ها ونگرانی ها رانندگان در زمان خرید لاستیک ،خرید یک لاستیک تازه تولید شده است.
متاسفانه در کشور ما لاستیکهای خارجی بیشماری وجود دارد که بیش از پنج سال از تاریخ ساخت انها گذشته است.این مورد برای لاستیکهای ساخت داخل کمتر وجود دارد.
خطرات این لاستیکها با توجه به شرایط اب و هوائی گرم و جاده های پر دست انداز،رعایت نکردن سرعت مطمئنه و خانواده های پر جمعیت و تکمیل ظرفیت کامل خودرو توسط افراد خانواده ، ... باعث ناامنی استفاده از این لاستیکها در جاده های کشور به خصوص در زمان مسافرت و استفاده از خودرو در مدت زمان و ساعت بیشتر می گردد.
ااز دغدغه ها ونگرانی ها رانندگان در زمان خرید لاستیک ،خرید یک لاستیک تازه تولید شده است.
متاسفانه در کشور ما لاستیکهای خارجی بیشماری وجود دارد که بیش از پنج سال از تاریخ ساخت انها گذشته است.این مورد برای لاستیکهای ساخت داخل کمتر وجود دارد.
خطرات این لاستیکها با توجه به شرایط اب و هوائی گرم و جاده های پر دست انداز،رعایت نکردن سرعت مطمئنه و خانواده های پر جمعیت و تکمیل ظرفیت کامل خودرو توسط افراد خانواده ، ... باعث ناامنی استفاده از این لاستیکها در جاده های کشور به خصوص در زمان مسافرت و استفاده از خودرو در مدت زمان و ساعت بیشتر می گردد.
این لاستیکها که در بازار به اصطلاح لاستیک انباری شناخته می شونند.به دلایل مختلفی نظیر توقیف محموله های قاچاق ،عدم فروش در یک کشور به دلایل مختلف و انتقال انها به یک کشور ثالث ویالاستیکهائی که در یک سری ساخت در کارخانه مشکل فنی داشته که توسط تولید کنندگان به کشورهای جهان سوم قاچاق می گردنند.و دلایل بسیار دیگر که فقط سازندگان از ان باخبر هستند.
این لاستیکهای انباری توسط فروشندگان جزئی با قیمتی در حدود ده الی بیست هزار تومان کمتر از لاستیکهای تازه تولید شده از عمده فروشان لاستیک خریداری می گردد.در زمان خرید فروشندگان از وضیعت انباری بودن ان اطلاع می یابند.متاسفانه این صداقت در زمان فروش به مشتریان وجود ندارد و بدون اطلاع به مشتری و با همان قیمت لاستیک تازه تولید شده به مشتری از همه جا بیخبر فروخته می شود.
این لاستیکهای انباری هیچ تفاوت ظاهری با یک لاستیک تازه تولید شده ندارند. وازنظر شکل ظاهری نمی توان تشخیص انباری بودن ان را داد.
سازندگان خودرو جهت مشخص نمودن زمان تولید لاستیک ملزم به ثبت تاریخ ساخت هستند.متاسفانه این تاریخ به گونه ائی برلاستیک درج شده که توسط مصرف کننده به راحتی قابل تشخیص نیست.با مطالعه مطلب ذیل به راحتی میتوانید زمان تولید لاستیک را متوجه شوید. در جداره بیرونی لاستیکها یک عدد چهار رقمی درج شده است که مشخص کننده زمان تولید آن است.این عدد بر اساس سال تولید و تعداد هفته است.دو رقم اول تعداد هفته و دو رقم اخر سال تولید را نشان می دهد. فرضا درج عدد 2106بر روی یک لاستیک یعنی این لاستیک در بیست و یکمین هفته سال 2006 تولید شده است.اگر این عددسه رقمی باشد به معنای تولید قبل از سال 2000 می باشد.

منبع

بررسی آلبوم همایونمثنوی استاد شجریان


بی گمان آلبوم "همایونمثنوى" یکی از شاخصترین آثار آوازی استاد "محمد رضا شجریان " است که بعد از گذشت 12 سال از انتشار آن شما دوستان علاقمند را به مطالعه متن تحقیقی زیر و شنیدن دوباره آن دعوت میکنم.

این آلبوم که در سال 1363 اجرا و در سال 1374 به بازار عرضه گردیده است با همراهى سنتور منصور صارمى(که با زیرکی و استادی و بدون پر رنگ نمودن ساز خود گوی و میدان را در اختیار شجریان گذاشته تا این اثر بیاد ماندنی خلق شود.) بصورت خصوصی كار شده و توسط شركت دل آواز انتشار یافته است. ابتدا متنی را که در روزنامه همشهری آن زمان توسط آقای حسین خرمی نوشته شده بود بخوانید و سپس اشعار همراه با نام گوشه هایی که اجرا شده را می آورم.

"در ابتدای نوار پیش درآمدى توسط صارمى در همایون به اجرا درمى آید كه شروع كار كمى حال وهواى پیانوى معروفى را دارد به خصوص در كار مشترك معروفى و بنان در نوار همایون، در این پیش درآمد زیبا ضمن اشاره به گوشه هاى مختلف به ساقى نامه نیز اشاره شده است.

شجریان درآمدرا با شعر(بود آیاكه...) شروع مى كند، و دو بیت در این مایه مى خواند. اشعار آواز از عراقى است. با شعر (گفته بودی كه بیایم...) كوشه چكاوک را اجرا مى كند كه تا حدودى ازنظر حس و حال به نوار بیداد شجریان نزدیک است. بعد ازچكاوك! حالت "راک" مى گیرد و رنگ و بویی از آواز اصفهان مشاهده مى شود و شعر بعد (همه عالم بتو...) در بیات راجع است. تا اینجاى كار همان گونه که باکارهاى وى آشنا هستیم با مهارتى خاص اشعار را با گوشه هاى مختلف و با زیبایی بهم مى آمیزد و حالت مركب خوانى درسراسر نوار به گوش میرسد قابل ذکر است که سنتور صارمی نیز با استادی پاسخ میدهد.

پس از خواندن دو بیت در اوج بصورت زیر و بم با بیت (بیا كه با تو...) با حرکتى و چرخشى زیبا به مایه هاى شور (ابوعطا) فرود مى آید و پس از چند بیت به درآمد همایون میرسد در اینجا روى اول نوار تمام مى شود. شروع روى دوم نوار با گوشه عراق است كه حالت "قرا ئى" نیز دارد.

با شعر (دلى دارم...) كاملا حالت قرائى (گوشه اى در آواز افشاری و دستگاه ماهور) به خود میگیرد و بیت دوم یعنى (دل مسكین....) در رهاب است. با بیت (بمیرد دل...) باز حالت قرائى و با بیت (بنالم..) بطور كامل حالت عراق دارد و بیت (نه دل را...) كه درگوشه حزین اجرا مى شود زمینه را براى فرود با شعر (دراین وادى فروشد....) به اصفهان آماده مى کند و با دو بیت بعدی یعنی (در این ره..) درگوشه "نى داوود" و (دل من....) در همایون به همایون فرود مى آید و سه بیت در گ.شه معروف "بختیارى" در همایون اجرا مى نماید كه عبارتند از (چه خوش باشد...)، (دل پردرد را...) و (اگر جمله جهانم....) در اینجا حالت مركب خوانی دارد و دیلمان را كه یکی از گوشه هاى دشتى (از متعلقات شور) است با شعر (همى نالم....) با حالتى كاملا نو و زیبا مى خواند كه این حالت جدید بسیار برکیفیت نوار افزوده است. با خواندن شعر دیگرى در دیلمان به همایون باز مى گردد. این اشعارنیز از عراقى است.

در قسمت پایانى نوار، مثنوی قرار دارد كه با بیت (یک نظر مستانه كردى عاقبت) و از اشعار فیض كاشانى شروع مى شود. مثنوى معمولا ازگوشه هاى مختلف یک دستگاه یا آواز شكل میگیرد و اگر خوب اجرا شود حالتى درویشانه و عرفان گونه دارد كه اثر فراوان بر شنونده مى گذارد. و در اینجا استاد شجریان به بهترین وجه و باحالتى دلسوخته این مثنوى را مى خواند. این نوار كه با مهارت فراوان اجرا شده است براى كسانى كه در راه آواز قدم نهاده اند جنبه هاى آموزشى فراوان دارد."


متن کامل شعرهای این آلبوم:

(برگرفته از کتاب هزار گلخانه آواز)

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهی ما بگشایی؟ (درآمد همایون)

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی (درآمد همایون)

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟ (چکاوک)
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی (چکاوک)
همه عالم به تو می
بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی (بیات راجع)
پیش ازین گر دگری در دل من می
گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی (بیات راجع)
جز تو اندر نظرم هیچ کسی می
ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی (عشاق)
گفتی: از لب بدهم کام دل عراقی روزی

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی (عشاق)

-----------------------

بیا، که بیتو به جان آمدم ز تنهایی

نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی (عشاق – فرود به شور)
بیا، که جان مرا بی
تو نیست برگ حیات

بیا، که چشم مرا بیتو نیست بینایی (درآمد شور)
بیا، که بی
تو دلم راحتی نمییابد

بیا، که بیتو ندارد دو دیده بینایی
اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت

تو را چه غم؟ که تو خو کردهای به تنهایی
حجاب روی تو هم روی توست در همه حال

نهانی از همه عالم ز بسکه پیدایی
عروس حسن تو را هیچ درنمی
یابد

به گاه جلوه، مگر دیدهی تماشایی
ز بس که بر سر کوی تو ناله
ها کردم

بسوخت بر من مسکین دل تماشایی (قرجه)
ندیده روی تو، از عشق عالمی مرده

یکی نماند، اگر خود جمال بنمایی
ز چهره پرده برانداز، تا سر اندازی

روان فشاند بر روی تو ز شیدایی (سلمک برگشت به همایون)
به پرده در چه نشینی؟ چه باشد ار نفسی

به پرسش دل بیچارهای برون آیی!
نظر کنی به دل خسته
ی شکسته دلی

مگر که رحمتت آید، برو ببخشایی
دل عراقی بیچاره آرزومند است

امید بسته که: تا کی نقاب بگشایی؟

--------------------

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی (قرائی –آواز افشاری)
دل مسکین چرا غمگین نباشد؟

که در عالم نیابد دلربایی (رهاب)
تن مهجور چون رنجور نبود؟

چه تاب کوه دارد رشته تایی؟
چگونه غرق خونابه نباشم؟

که دستم مینگیرد آشنایی (رهاب)
بمیرد دل چو دلداری نبیند

بکاهد جان چون نبود جان فزایی (عراق)
بنالم بلبل
آسا چون نیابم

ز باغ دلبران بوی وفایی (عراق حزین)
فتادم باز در وادی خون خوار

نمیبینم رهی را رهنمایی
نه دل را در تحیر پای بندی

نه جان را جز تمنا دلگشایی (عراق)
درین وادی فرو شد کاروان
ها

که کس نشنید آواز درایی (عراق ورود به اصفهان)
درین ره هر نفس صد خون بریزد

نیارد خواستن کس خونبهایی (بیداد)
دل من چشم می
دارد کزین ره

بیابد بهر چشمش توتیایی (درآمد همایون)
روانم نیز در بسته است همت

که بگشاید در راحت سرایی
تنم هم گوش می
دارد کزین در

به گوش جانش آید مرحبایی
تمنا می
کند مسکین عراقی

که دریابد بقا بعد از فنایی

---------------------------

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی
ندیم و مونس و یارم تو باشی (بختیاری)
دل پر درد را درمان تو سازی
شفای جان بیمارم تو باشی (بختیاری)
اگر جمله جهانم خصم گردند
نترسم چون نگهدارم تو باشی (ادامه بختیاری یا بیداد)
همی نالم چو بلبل در سحرگاه
به بوی آنکه گلزارم تو باشی (دیلمان –آواز دشتی)
چو گویم وصف حسن ماه رویی
غرض زان زلف و رخسارم تو باشی (دیلمان)
اگر نام تو گویم ور نگویم
مراد جمله گفتارم تو باشی (فرود به شور)
از آن دل در تو بندم چون عراقی
که می خواهم که دلدارم تو باشی
(برگشت به همایون)

-------------------

یک نظر مستانه کردی عاقبت

عقل را دیوانه کردی عاقبت (درآمد همایون)
با غم خود آشنا کردی مرا
از خودم بیگانه کردی عاقبت (درآمد همایون)
در دل من گنج خود کردی نهان
جای در ویرانه کردی عاقبت (درآمد همایون)
سوختی در شمع رویت جان من
چاره ی پروانه کردی عاقبت (بیداد)
قطره ی اشک مرا کردی قبول
قطره را دردانه کردی عاقبت (بیداد)
کردی اندر کل موجودات سیر
جان من کاشنه کردی عاقبت (بیداد -فرود (تکرار بعد از بیت آخر)
زلف را کردی پریشان
خلق را خانمان ویرانه کردی عاقبت (بیداد)
مو به مو را جای دلها ساختی
مو به دلها شانه کردی عاقبت (بیداد)
در دهان خلق افکندی مرا
فیض را افسانه کردی عاقبت
(شوشتری)


لباس جدید عفاف


با توجه به فشار اقتصادی ای که طرح نیروی انتظامی ممکن است به خانواده ها وارد کند بنده تصمیم گرفتم با یک طرح ابتکاری پوششهای نامناسب قدیمی را با ارزشها هماهنگ نموده و سهمی هرچند ناچیز داشته باشم.

این طرح که "سپر عفاف" نام دارد زیر لباس پوشیده می شود و نه تنها برجستگی ها را حذف می نماید بلکه با برجستگیهای گمراه کننده زیادی که دارد فرد بدنگاه را گیج کرده و از کار می اندازد.

این طرح کاملا بومی بوده و هیچ مشابه خارجی ندارد و امیدوارم با حمایت مسئولین به تولید انبوه برسد
منبع

اون تو چه خبره؟

یادمه از بچگی خیلی دوست داشتم ببینم توی وسایل مختلف چه شکلیه و چطور کار میکنند. قبلا یک پست نوشته بودم یک سایت رو معرفی کرده بودم. این سایت هم چیز خوبیه دستگاههای مختلف رو باز کرده و یک توضیحاتی هم داره یک سر بزنید بد نیست.

رونوشت برابر اصل



با حضور رابرت دنیرو و هدیه تهرانی ؛

" رونوشت برابر اصل" کیارستمی در اصفهان و پاریس فیلبرداری می شود


جدیدترین ساخته عباس کیارستمی قرار است در دو شهر پاریس واصفهان تصویربرداری شود.

به گزارش خبرنگار هنری حیات رضا استادی، نویسنده و فیلمساز سینما با اعلام این خبر ، متن کاملی را درباره آخرین اطلاعات این فیلم به خبرگزاری حیات نمابر کرده است : "عباس کیارستمی کارگردان شاخص سینمای ایران در حال تلاش است تا برای ساخت فیلم جدید خود از رابرت دنیرو در یکی از نقش‌ها استفاده کند.

کیارستمی با «‌ ژولیت بینوش» بازیگر فرانسوی برای ایفای یکی از نقش‌های فیلم خود مذاکره کرده است. این فیلم با نام « رونوشت برابر اصل» در ایران و یک شهر اروپایی مقابل دوربین خواهد رفت و کیارستمی تلاش‌های زیادی را برای حضور رابرت دنیرو انجام داده است. این فیلم این روزها در مرحله پیش تولید قرار دارد و عوامل آن در حال انتخاب هستند. هدیه تهرانی هم به احتمال زیاد در این فیلم به عنوان دستیار کارگردان حضور خواهد داشت. تهرانی در سال‌های اخیر علاقه زیادی به حضور در کنار کارگردان‌های هنری نشان داده و سال گذشته در فیلم بهمن قبادی هم ایفای نقش کرده است. "

منبع


ربنای شجریان



برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.

شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.

ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است.

ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)

در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البتهربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)

"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.

Audio File ربنا با صدای استاد شجریان

منبع

گوگل 30 میلیون دلار جایزه میدهد

گوگل به کسی که بتواند تا سال 2012 یک روبات بر روی ماه پیاده کند سی میلیون دلار جایزه میدهد اینجا رو ببینید
این نخبه های کشور کجان تا بعد از کشف انرژی هسته ایی در خونه شون یک ربات هم برای گوگل بسازند؟

تعطیلی چهارشنبه برای روابط .... روس ها



استاندار منطقه ای در روسیه اعلام کرد: "زوج هایی که دقیقا 9 ماه آینده در روز دوازهم ژوئن مصادف با روز ملی روسیه بچه دار شوند پاداش دریافت خواهند کرد."
به گزارش عصر ایران به نقل از بی بی سی، "سرگئی موروزوف" استاندار منطقه "اولیانووسک" روسیه اخیرا به زوج ها پیشنهاد کرد که چهارشنبه (دوازه سپتامبر) دست از کار بکشند و به روابط .... بپردازند.

در صورتی که فرزند این زوج ها در روز ملی روسیه متولد شود آنها خودرو، تلویزیون و سایر جوایز را دریافت خواهند کرد.

براساس این گزارش " موروزوف" در تلاش برای مبارزه با بحران جمعیت روسیه چهارشنبه را به عنوان "روز تماس خانوادگی" اعلام کرد.

جمعیت روسیه از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به شدت کاهش یافته و از این رو مقامات روسی می کوشند با ارایه پیشنهادات جدید جمعیت این کشور را افزایش دهند.

این سومین سال متوالی است که استان اولیانووسک در مرکز روسیه پیشنهاد اعطای جوایز به زوج ها در ازای بچه دار شدن در روز ملی روسیه را مطرح می کند.

قرار است امسال یک خودرو اسپورت (SUV) به زوج ها پاداش داده شود.

برپایه این گزارش به نظر می رسد این اقدام پیشتر نتایج مثبتی دربرداشته چرا که نرخ تولد در این منطقه روسی نسبت به سال گذشته 5/4 درصد رشد کرده است.

کارشناسان برآورد می کنند تا اواسط قرن جاری 40 میلیون نفر از جمعیت روسیه کاسته شود.

پوتین رییس جمهوری روسیه پیشتر طرحی را برای تشویق به بچه دار شدن ارایه کرد که بر اساس آن زنانی که دو یا سه بچه داشته باشند مشمول دریافت 9 هزار دلار پاداش می شوند

راستی یک طرح افزایش جمعیت برای ایران 120 میلیونی داشتیم، چی شد؟؟؟

افتتاح فروشگاه

باورتون میشه؟ این عکس و بقیه در این جا مربوط به افتتاح یک فروشگاه در برلینه حتما ببینید

من کرم شبتابم

"من کرم شبتابم

شبها من میتابم

روزها من میخوابم

شب نیمی از دنیاست

دنیای شب زیباست

شب خود همه روشناییست

شب خود همه داستانیست

شب قصه ها، غصه ها، شب رازها دارد

داستانها، پروازها دارد ..."


هنوز صداش تو گوشمه انگار تازه شنیدمش.

یادتون میاد تئاتر اون کرم شبتاب رو که نمیتونست شبها بخوابه و ....


هیچی، یک سر کوچیک به کودکی زدم ، همین!

نامه هایی برای هموطنِ بغل دستی


متن زیر از وبلاگ دوست خوش ذوقم روح اله هست که بد ندیدم شما هم بخونید

تمام عشق برای تو ای هموطن، آنگاه که در صفِ بنزین، دو ثانیه تاخیر نفرِ جلویی در شمردن پول، تو را چنان دیوانه می کند که هرچه بوق داری بر سرِ آن ملعون می کشی و از حق ات نمی گذری! این دو ثانیه، آه این دو ثانیه تمام فاصله ی خوشبختی تا بد بختیِ توست و اگر آن موجود پلیدِ جلویی این قدر لفت نمی داد تو الان رستگارترین بودی.

تمام وجودم فدای بودنِ تو، که مغازه داری، که مشتریِ پَست و پلیدی که از بین این همه مغازه، تو را نشانه رفته است و از بین این همه آدم، وقت تو را می گیرد را چنان ذلیل میمیرانی که غلط کند بار دیگر مزاحمت شود نکبت!

دوست می دارم تو را، هموطن، که ماشینی کنارِ ماشینِ من می رانی، چاله ای بینِ راه است، دمم گرم اگر تو را در آن بیاندازم و خودم فرار کنم، دمت گرم اگر چهار چرخی در آن بیفتی، تمام محبت من از آنِ تو اگر در این پیکار، مادرت به عزایت بنشیند، آه که حال ها می کنم اگر ذلیل ببینمت، مثلاً چرخت در رود! یادت هست لایی کشیدی و مرا پیچاندی، بوقم خراب بود، آه بوقم، خراب بود! قیافه ام، دیدنی ترین شده بود، نه؟

قرمز! تو ماهِ منی، چراغِ قرمز، تور ا عاشقانه چنان خیره می مانم تا عدد معکوست به صفر برسد، هموطن، سه نشده بوق را بزن، آن موجودِ لعنت شده که راننده ی جلویی است، من می دانم، بیش از یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک ثانیه در فشردن گاز استخاره خواهد کرد، چه خاکی بر سرمان می شود! آه ماشینِ بغلی، لحظه ای این فکر دهشتناک را بر مغزت عبور بده که چراغ، ثانیه ای است که سبز شده و ما هنوز روی ترمزیم، آسمان ها بر این لحظه می گریند و آن ملعون، که تمام بدبختی های من و تو از اوست، هنوز در شش و بشِ گاز و ترمز است! ای بوقِ عالم بر تو ای فس فسو هموطن که تویی!


ایروژل، هوای جامد

Aerogel

ایروژل که از محصولات فناوری نانو هست با چگالی تقریبا برابر هوا ، به عنوان یک عایق حرارتی بینظیر در ساختمانها و تاسیسات قابل استفاده است حتی به عنوان شیشه پنجره هم ازش استفاده میشه کرد. بروشور یکی از شرکتهای سازنده و عکسهای زیر رو ببینید.
این هم اطلاعات در ویکیپدیا



مکعب شفافی که اون زیر میبینید ایروژل هست که تحمل وزن سنگ رو داره البته اگر زیاد بهش نیرو وارد بشه مثل ژله خورد میشه

نخستین آلبوم رسمی محسن نامجو منتشر شد


پس از یک سال انتظار، آلبوم "ترنج" با صدای محسن نامجو از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار گرفت و وارد بازار موسیقی شد.

شرکت آوای باربد با حذف سه قطعه، این آلبوم را که حاوی ۹ قطعه موسیقی است، منتشر کرده است.

قطعات ترنج، تلخی نکند، جره باز، رو سر بنه به بالین، وا وا لیلی، ترسم که اشک، دل می ‌رود ز دستم، در میان جان و زلف قطعات این آلبوم هستند که پیش از این همگی بر روی اینترنت هزاران بار دانلود شده ولی این ‌بار با تنظیم جدید و به صورت مجاز منتشر شده ‌اند.

محسن نامجو که چند هفته پیش از ایران مهاجرت کرد، یکی از جنجالی ‌ترین خوانندگان موسیقی زیرزمینی ایران است که موفق به برگزاری کنسرت رسمی در ایران نشد.

مشخصه کار او که با واکنش ‌های بسیار از سوی اهل موسیقی و مردم همراه بود، تلفیق سبک ‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تغییر در شعر کلاسیک فارسی است.

در موسیقی ‌های او گوشه‌ هایی از سبک ‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی شنیده می‌شود.

او می‌گوید: "تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافی است که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم."

محسن نامجو متولد سال ۱۳۵۴ در تربت جام است. از سال ۱۳۶۷ با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد نصرالله ناصح پور پیگیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد.

نامجو سال ۱۳۷۳ وارد دانشکده تئاتر شد و یک سال پس از این تاریخ به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود ۸ نمایش موسیقی ساخته که از جمله آن ها می توان "تکیه ملت" (به کارگردانی حسین کیانی) و "من باید برم، خیلی دیرم شده" (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی) را نام برد.

محسن نامجو برای چند فیلم هم موسیقی متن ساخته که از آن جمله می‌توان به "برای آمدنت دعا می کنم"، "حفره"، "اقوام"، "کنتراست"، "در سه ثانیه اتفاق افتاد" و "مرگ مرگ" اشاره کرد.

سامان سالور، مستند ساز ایرانی نیز از فعالیت های نامجو فیلم مستندی به نام "آرامش با دیازپام ده" ساخته است.

نامجو از سال ۱۳۸۲ شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود ۳۰ تراک در قالب ۴ آلبوم است که به جز ترنج بقیه اجازه انتشار نگرفته ‌اند.

نامجو به همراه رضا عطاران تیتراژ آغازین مجموغه تلویزیونی "ترش و شیرین" را که نوروز از تلویزیون ایران پخش می شد، اجرا کرد اما نام و صدای او از تیتراژ مجموعه تلویزیونی چهارخونه که در حال پخش از سیمای جمهوری اسلامی ایران است، حذف شده است.

منبع بی بی سی

به مناسبت سالروز فوت آقای طالقانی

چند هفته پیش با یکی از دوستان به طالقان رفتیم . در کنار استفاده از هوای خوب آنجا به منزل آقای طالقانی هم سری زدیم. عکس ها زیر مربوط به آنجاست







و گزیده ایی از گقته های ایشان


* علمی که ماورای اندیشه ها و فرمول ها و دریافت هایش را نبیند،بتی است که امروز دنیا به آن گرفتار شده است

* شما را به خدا بیایید قرآن را از دست عمال اموات بیرون بیاوریم. ببینید كه این كتاب حیات، كتاب حركت، كتاب قدرت، كتاب هدایت و كتاب ایمان به چه سرنوشتى در میان ما دچار شده است.

(مناره اى در كویر، ص 186)

* آن مسلمانى كه خیال مى كند نمازش را خوانده و روزه اش را گرفته و دعایش را خوانده و تكلیفش ساقط شده و منظور همین بوده، دین را نفهمیده است. آن كه خیال مى كند به همه رساله عملیه عمل كرد و دیگر هیچ مسئولیتى ندارد، دین را نفهمیده است. ما مى گوییم اسلام دین تحرك است، حال چرا مسلمانان تحركشان از بین رفته است؟ براى اینكه عبادات را منتهاى مسئله و مسئولیت بعثت انبیا گمان كرده اند. چنان سرهایمان را به پایین انداخته ایم و شانه از زیر بار مسئولیت ها خالى كرده. اینكه فقط دین را در چند جمله طهارت، نماز و روزه خلاصه كرده ایم و بس... در صورتى كه مسلمانى و دین داشتن یعنى تعیین سرنوشت، استقرار محیط امن، آزادى بیان، دخالت در امور زندگى، دخالت در اقتصاد، دخالت در بیت المال مملكت. (ابوذر زمان، ج،2 ص 400)

* آن کسی که نوید آزادی می‌دهد، اوست که طرفدار انسان است. این نیست که زندگی فقط نان و آب باشد.انسان که کمتر از حیوان نیست. انسان می‌خواهد آزاد نفس بکشد، آزاد زندگی کند.انسان آزادی می‌خواهد. افرادی می‌خواهند بر انسان مسلط شوند…امروز ما خطر بالاتری داریم و آن مستبدینی هستند که می‌خواهند بر ما تحمیل کنند… اگر وضع به همین منوال پیش رود مستبدینی بر همه ما مسلط خواهند شد.

(سخنرانی طالقانی در کاخ سعدآباد،23 رمضان 58؛ کیهان،25 مرداد 58)

*تحمیل کردن به نام دین خطرناک‌ترین تحمیلات است، یعنی آنچه از خدا نیست، از جانب حق نیست، آن‌ها را به اسم خدا به دست‌ و پای مردم ببندند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند، حق فعالیت آزاد به مسلمان‌ها و مردم ندهند… دعوت اسلام به رحمت و آزادی است… باید از همان قدم اول پرچم رحمت را باز کنیم… صدها بار من گفتم که مساله شورا از اساسی‌ترین مسائل اسلامی است. حتی به پیغمبرش با آن عظمت می‌گوید با مردم مشورت کن، به این‌ها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند. هنوز در مجلس خبرگان بحث می‌کنند که این اصل اساسی قرآن به چه صورت پیاده شود. می‌دانم چرا نکردند…. علی فرمود هرکس استبداد کند، هلاک می‌شود… بروید دنبال کارتان، بگذارید این مردم مسئولیت پیدا کنند…خود رایی و خودخواهی را کنار بگذارید، تحمیل عقیده را کنار بگذارید، استبداد زیر پرده دین را کنار بزنید…

نماز جمعه 17 شهریور 58

ناصر طهماسب استاد دوبلاژ



شاید 4 -5 ساله بودم اوایل انقلاب برنامه ای در مورد سینما در تلویزون پخش میشد که البته مسلما اسمش یادم نیست ولی صدای مسحور کننده مجریش آقای ناصر طهماسب هنوز توی خاطرم هست.
کمی بزرگتر شدم 2 تا نوار کاست بدستم رسید زیر عنوان "توفیق اجباری" که حالت طنز داشت و نگاه انتقادی عمدتا به معیشت مردم و موضوع جنگ. در این نوار که با هنر نمایی منوچهر آذری و مرحوم فرهنگ مهرپرور پرشده بود هم آقای طهماسب حضور داشت و از اون موقع تا حالا دوست دارم این نوارها رو پیدا کنم و دوباره گوش بدم.

در یک کلام تقلید لهجه ها (خصوصا آذری)و صدای گرم ناصر طهماسب این دوبلور پیشکسوت بینظیره. بادمه که در بچگی شنیده بودم که طهماسب بهترین دوبلور دنیاست! شایدهم همین طور باشه !!

با وجود اینکه برنامه های مختلفی از تلویزین پخش میشه که در اونها با دوبلورها مصاحبه میشه ولی من سالهاست که ایشون رو توی تلویزیون ندیدم. بالاخره توی سایت جدید التاسیس "انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم" تونستم عکسی و نشانی از ایشون پیدا کنم.

بیوگرافی:
تولد : 1318، تهران. شروع حرفه ای دوبله ازاوایل دهه 1340و مدیریت دوبلاژ ازاواخردهه 1340. گوینده نقشهای اول و مهارت درتقلید تیپها و لهجه های مختلف . گوینده نقشهای : هنری فاندا ( خوشه های خشم ، مرد عوضی و...) ، استیو مک کوئین ( حادثه توماس کراوان ، هفت دلاور) ، گری کوپر( وراکروز، ماجرای نیمروز/ دوبله دوم ، باغ شیطان ، گلوله آتش) ، ریچارد دریفوس ( دخترخداحافظی) ، لزلی هاوارد ( برباد رفته) ، پیترسلرز( پلنگ صورتی) ، جک نیکلسون ( محله چینی ها ، دیوانه ازقفس پرید، تلألو ، قول) ، ویلیام هولدن ( وقتی پاریس می جوشد) ، رژه هانن( اسلحه بزرگ) ، جین هاکمن ( مکالمه ، ماجرای پوزیدون،گلوله را گاز بگیر) ، فریتس وپر(کاباره) ، کوین اسپیسی ( هفت ، مظنونین همیشگی ، گلن گری گلن ، راس) ، سعید نیکپورو جهانگیرفروهر(سوته دلان). سریال : ارتش سری ( کسلر) ، دربرابر باد ( جاناتان گرت) ، بینوایان ( جان مالکوویچ) ، هزاردستان ( علی نصیریان ، اسماعیل محرابی ، اسماعیل محمدی ) ، و...کارتون : باگزبانی ، یوگی و دوستان ( یوگی) وگویندگی فیلم های هارولد لوید).

بسیار علاقمندم ایشون رو ببینم

لب‌خواني افتخاري


لب‌خواني «افتخاري»، كنسرت 48 ميليوني را تعطيل كرد

تهيه كننده كنسرت موسيقي عليرضا افتخاري گفت: لب‌خواني افتخاري در كنسرتي در رشت، موجب اعتراض مردم و قهر اين هنرمند شد.

سعيد سيدزاده در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در رشت در مورد اجراي ناتمام برنامه افتخاري در رشت اظهار داشت: افتخاري قرار بود 18 و 19 شهريور در رشت كنسرت داشته باشد، اما اين خواننده مطرح كشور، روز گذشته بدون هماهنگي و اجراي برنامه، گيلان را ترك كرد، در حالي كه بيش از 6 هزار نفر بليت 8 هزار توماني براي ديدن كنسرت وي خريداري كرده بودند.

وي در ادامه افزود: روز 18 شهريور افتخاري در رشت برنامه خود را با 3 آهنگ شروع كرد، ولي بعد وي اقدام به لب‌خواني كرد كه مورد اعتراض حاضرين قرار گرفت.

سيدزاده اضافه كرد: مردم در اعتراض خود خطاب به اين هنرمند آواز گفتند كه براي اجراي اين گونه برنامه ‌ها جمع نشده‌اند، بلكه مي‌خواهند كنسرت زنده از خواننده خود ببينند، اما همين مسئله كوچك باعث شد تا وي روز گذشته بدون هماهنگي گيلان را ترك كند.

سيدزاده افزود: عدم اجراي برنامه افتخاري در رشت موجب شد تا بيش از 6 هزار نفر از مردم بليت به دست پشت محل اجراي كنسرت وي تجمع كرده و جبران خسارت خود را طلب كنند.

منبع خبر

سایت خواننده محبوب!

هر ایرانی یک خانه

حتما این جمله رو توی بیلبوردهای خیابان و استادیومهای ورزشی و .. دیدید.

به اعداد زیر دقت کنید
طبق آمار سرشماری 1385 تعداد نفوس در کشور بیش از 70 میلیون است
تعداد خانوار در کشور بیش از 17 میلیون است
اگر تعداد خانه های کشور رو هم همین حدود 17 میلیون بگیریم ، عقل سلیم که چه عرض کنم عقل بچه هم میفهمه که دروغ چقدر بزرگه
دور و برمون پر شده از طرح جهادی و شعار و اولین و بهترین
و بالاترین و دروغ ...

تنها راه حل برای طرح جهادی آقایون رو در پایین ببینید که البته طرح جهادی نمیخواد مگر اینکه بخوان زود تر از این خونه ها بدند.







مجسمه آقای بازیگر




دست هنرمند «حمید کنگرانی» این تندیس و چندین تندیس دیگر را ساخته و بیشک آنقدر خوب این کار را انجام داده است تا حرفی برای نقد و خرده گیری باقی نگذارد. حیمدکنگرانی دامپزشکی خوانده و شاید تنها شخصیتی باشد که از منظر آناتومی و بافتشناسی میان حرفه(مجسمهسازی) و تخصصاش(دامپزشکی) ارتباطی را یافته است.از این هنرمند جوان که تندیس استاد انتظامی را برای خانهی هنرمندان ایران ساخته است،دعوت کردم... متن کامل خبر


زندگینامه مختصر عزت ا.. انتظامی
با تشکر از آقا کوشا

نمایشگاه صنعت

ایستگاه اطلاع رسانی مولتی مدیا در نمایشگاه صنعت 18 شهریور

دوچرخه سواری دور دنیا برای صلح و محیط زیست




"ما يك زوج ايراني هستيم به نام هاي سميه (نسيم) يوسفي و جعفر ادريسي كه پس از چندين سال فعاليت كوهنوردي و سنگ نوردي و آشنا شدن با افرادي كه با دوچرخه مسيرهاي بين كشورهاي مختلف را طي كرده اند ،تصميم رفتن به سفري را در ذهن پرورانديم ، پرورانديم و پرورانديم و اكنون قصد داريم در مدت حدود 2 سال، از فروردين 1386 مسافت 20000 كيلومتري را در بين چندين كشور جهان با شعار حفظ محيط زيست و صلح و دوستي ، با دوچرخه ركاب بزنيم.

در مسير حركت هم قرار گذاشتيم در شهرهاي مهم (بيشتر در پايتخت كشورها) درخت بكاريم و با اين حركت شايد توجه ديگران را بيشتر به محيط زيست و حفظ آن جلب كنيم .

چندي پيش (در آذر ماه 1385) آقاي محمد تاجران سفر خود را از ايران آغاز كرد و در مسير حركت اقدام به كاشت درختان نمود ، ما هم اگر بتوانيم سعي مي كنيم در همان مكان ها درختي بكاريم و شايد اين رسمي شود در بين دوچرخه سواران ايراني و غير ايراني كه در همان محل درختي بكارند و . . . . شايد روزي جنگلي (هر چند كوچك) بسازيم .

اميدواريم با وجود مشكلات فراوان اما با حمايتهاي شما، بتوانيم اين سفر را با موفقيت به پايان رسانده و توشه اي برپار را همراه آوريم ."

متن فوق رو از صفحه اول سایت این زوج برداشتم که الان در راه انگلستان هستند، (یک وبلاگ هم دارند) کار جالبیه و همت زیاد، بدن آماده و البته پول میخواد. جالبه که هر دو شون کوه نوردند.

مسیرشون : ايران - تركيه - يونان - ايتاليا - فرانسه - بلژیک - آلمان - هلند - انگلستان - كانادا - ايالات متحده آمريكا - ژاپن - كره جنوبي - چين - تبت - نپال - هند - پاكستان - ايران

عکس هاشون رو هم ببینید

این هم سایت آقای تاجران که البته مسیر مخالف اونها رو انتخاب کرده و الان تایلنده ، ویک فرانسوی که مثل اونها با دوچرخه دنیا رو میگرده.



از کرامات شیخ ما این است


در سفری که به استان یزد داشتیم سری هم به اردکان زدیم و قصد داشتیم طبق معمول تا ته دیدنیهاش رو در نیاوردیم دست بر نداریم ! ولی عجیب بود که تقریبا همه جاهای دیدنیش تعطیل بود ( منزل پدر خاتمی، موزه مردم شناسی، حمام فلانی و منزل بهمانی و ....) لازم به ذکره که در یک روز معمول و غیر تعطیل اونجا بودیم. با وجود اینکه این شهر در راه ترانزیت هست و باید مسافر و گردشگر هم نسبتا زیاد داشته باشه ولی نگاه های عجیب و غربی مردم شهر به من و خانمم، خلاف این گفته رو ثابت میکرد.

بگذریم، در گشت و گذارمون توی بافت قدیمی شهر منظره بالا رو دیدم که فکر میکنم مربوط به یک سقاخونه یا امام زاده بود، که طبق معمول مردم دخیل بسته بودند، نکته جالب اینکه شاید حدود 150 الی 170 قفل رو میشه دید که اگر این مکان یا شخص کرامتی داشت نباید اینهمه قفل اونجا میموند (فکر میکنم درستش اینه که که بعد از اینکه حاجت برآورده شد باید قفل را باز کرد) مثل داستان اون مریضی که یک دوای الکی رو 30 سال برای درمان مصرف کرده بود وبا این وجود اون رو به دیگران هم توصیه میکرد!

از همه جالب تر اون قفل کوچولوی سمت چپه که به جای در، به یک قفل دیگر بسته شده. احتمالا حاجت مربوطه پیشنیاز داشته !!!

در سردابه هاي شيطان - آزمایشهای دکتر زیمبادرو و میلگرم

در سردابه هاي شیطان

استنلي ميلگرم در سال 1963 يك آگهي در روزنامه‌هاي آمريكا به چاپ رساند و از داوطلباني كه مي‌خواستند قدرت حافظه خود را آزمايش كنند، خواست آخر هفته به آزمايشگاه او بيايند. در آگهي آمده بود كه اين آزمايش بيشتر از يك ساعت وقت آن‌ها را نمي‌گيرد و به هر داوطلب پنج دلار هم دستمزد داده مي‌شود. روز مقرر نزديك صد نفر مقابل آزمايشگاه ميلگرم صف كشيدند. دكتر ميلگرم نگاهي به جمعيت انبوه انداخت. آدم‌ها از بيست ساله تا پنجاه ساله، ديپلمه و دكتر خودشان را به آن‌جا رسانده بودند. قسمت اول نقشه‌اش درست از آب درآمده بود.

بعد دكتر آن‌ها را يكي يكي به اتاق آزمايش برد. به آن‌ها گفت برنامه آزمايش كمي تغيير كرده و آن‌ها مي‌خواهند ميزان تأثير تنبيه بريادگيري را اندازه گيري كنند. خودش پشت ميزي نشست و از داوطلب (الف) خواست پشت دستگاه شوك الكتريكي بنشيند. آن دو از پشت ديوار شيشه‌اي، شخص سومي را مي‌ديدند كه در اتاق مجاور روي يك صندلي شكنجه نشسته بود و دست‌ها و پاهايش را بسته بودند. دكتر از شخص سوم سؤال كرد و هربار كه او اشتباه جواب مي‌داد، از داوطلب (الف) مي‌خواست دكمه شوك را فشار دهد. بعد فريادهاي مرد بيچاره اتاق را پر مي‌كرد.

دكتر برگ‌هاي سؤال را كنار مي‌گذاشت و دستور مي‌داد كه شوك دوباره تكرار شود. شركت كننده (الف) كه از ماجرا حسابي خوشش آمده بود، باز دكمه را فشار مي‌داد و بار ديگر فريادهاي طرف سوم را بلند مي‌كرد. دكتر مي‌دانست كه دستگاه شوك خراب است، شركت كننده (ب) هم كه به صندلي بسته شده بود، يك بازيگر حرفه‌اي بود و وظيفه داشت بعد از فشار هر دكمه، نقش يك انسان شكنجه شده را بازي كند، فرياد بكشد، گريه بكند و ملتمسانه از آن‌ها بخواهد كه او را رها كنند. اما هيچ كدام از فريادهاي او، داوطلب (الف) را از فشار دكمه بازنمي‌داشت. دكتر دستور مي‌داد و داوطلب با هيجان دكمه را فشار مي‌داد. بعضي وقت‌ها داوطلب (الف) خودش هم وارد عمل مي‌شد، سؤال مي‌پرسيد، وقتي جواب اشتباه مي‌شنيد، ولتاژ را بالا مي‌برد و دكمه را فشار مي‌داد! آزمايش ميلگرم واقعاً بي‌رحمانه بود، اما بيرحمي انسان‌ها را هم برملا مي‌كرد.

او با اين آزمايش ساده نشان داد انسان‌ها بيشتر از آن كه به حال زيردستان خود دل بسوزانند، نگران اطاعت از دستورات مافوق خود هستند. آدم‌ها بيشتر از آن كه به وجدان خود فكر كنند، تحت تأثير موقعيتي قرار مي‌گيرند كه در آن قرار گرفته اند.

پيش از آزمايش ميلگرم، آدم‌ها هنوز در اين فكر بودند كه چگونه سربازهاي نازي حاضر شده بودند پنج هزار نفر را در كوره‌هاي آدم سوزي بيندازند و عين خيالشان هم نباشد. آيا آن‌ها تحت تأثير مواد مخدر يا هيپنوتيزم بودند؟ آزمايش ميلگرم جوابي براي اين سوال پيدا كرد. سربازها اگرچه مجبور به كاري غير انساني شده بودند، پيش از هر چيز به اطاعت و تبعيت مي‌انديشيدند. آن‌ها هنگامي كه با شليك گلوله ديگران را از پا درمي‌آوردند و ميليون‌ها نفر را در گورهاي دسته جمعي مي‌ريختند، حتي لحظه‌اي هم به وجدان خود رجوع نمي‌كردند. پشت دستگاه شكنجه نشسته بودند و بعد از شنيدن هر فرمان، با خونسردي دكمه را فشار مي‌دادند.

ميلگرم در مقاله‌اي با عنوان «خطرهاي سرسپاري» نوشت: «من در آزمايش خود نشان دادم كه يك انسان عادي حاضر است صرفاً به خاطر دستور يك دانشمند پيش پا افتاده، انسان ديگري را تا حد مرگ عذاب دهد. جيغ‌هاي مرد شكنجه دهنده هيچ تأثيري بر وجدان او ندارد. انسان‌ها دوست دارند وقتي دستوري به آن‌ها داده مي‌شود، تا آخر آن را عملي كنند.»

آزمايش ميلگرم نتيجه تلخ‌تري هم داشت. معلماني كه بي‌پروا در مدارس به تنبيه شاگردها مشغول بودند، عقده‌هاي خودشان را خالي مي‌كردند يا در فكر پيشبرد فرايند آموزشي بودند؟

در همان سال‌ها بود كه گروه پينك فلويد در آلبوم ديوار خود سرود: «وقتي بزرگ شديم و به مدرسه رفتيم/ معلم‌هايي بودند كه هر طور مي‌توانستند/ بچه‌ها را آزار مي‌دادند/ با طعنه/ و افشا كردن هر نقطه ضعفي كه آن‌ها با وسواس پنهان كرده بودند/ اما در شهر همه خوب مي‌دانستند/ وقتي معلم‌ها شب به خانه برميگردند/ زنان چاق و رواني‌شان/ آن‌ها را چنان ميان انگشتان‌شان فشار مي‌دهند/ كه جانشان درآيد.»

شش سال بعد، در اوج جنگ ويتنام، ميلگرم نامه‌اي از يك سرباز آمريكايي دريافت كرده كه در سال 1963 در آزمايش او شركت كرده بود. سرباز نوشته بود «من نمي‌دانستم چرا در آن لحظه بايد كسي را عذاب دهم. اما حالا (كه در جنگ هستم) مي‌فهمم كه تنها عده‌ي معدودي از آدم‌ها وقتي كاري خلاف وجدانشان انجام مي‌دهند، متوجه اشتباهشان مي‌شوند. در جنگ هر روز و هر ساعت تجربه اتاق شكنجه تكرار مي‌شود. ما تحت تأثير قدرت مافوق دست به كارهايي مي‌زنيم كه با اعتقاداتمان تضاد كامل دارد.»

ميلگرم مدت‌ها درباره آزمايشش در روزنامه‌ها حرف زد و مصاحبه كرد. او مي‌گفت قدرت مطلق، فساد مطلق مي‌آورد. انسان‌هايي كه ناگهان در جايگاه قدرت قرار گرفته‌اند، طبيعت حيواني خود را برملا مي‌كنند و از آزار دادن ديگران لذت مي‌برند. آيا قدرت ذاتاً فساد آور است؟

در سال 1971 دكتر زيمباردو در دانشگاه استنفورد آزمايشي انجام داد كه بار ديگر جهان را لرزاند. فيليپ زيمباردو در دوران دبيرستان، هم كلاسي سابق ميلگرم بود. گويي اين دو دوست كمر بسته بودند تا هويت انسان را لگد مال كنند و به بشريت بفهمانند انسان‌ها، انسان نيستند؛ گرگ‌هاي يكديگرند. آزمايش زيمباردو كه به آزمايش «آزمايش زندان استنفورد» مشهور است، آن قدر براي جهان تلخ و تكان دهنده بود كه مي‌توانيد صدها مقاله پيرامون آن در سايت‌هاي اينترنتي پيدا كنيد.

زيمباردو نيز از طريق يك آگهي در يك روزنامه افراد داوطلب را جمع كرد. به داوطلبان گفته شد آن‌ها قرار است دو هفته نقش زنداني و زندانبان را در يک فيلم مشهور بازي كنند و به ازاي هر روز 15 دلار دستمزد خواهند گرفت. پنجره‌هاي آزمايشگاه دانشگاه استنفورد را پوشاندند و آنجا را تبديل به يك زندان كردند. داوطلبان بازي در فيلم که فكر مي‌كردند قرار است پس از آزمايش درصورت انتخاب شدن ؛ كليشه زندانبان‌ها ويا زندانيان را در سينما بازي كنند صف کشيدند. داوطلبان هركدام در نقش خود (زنداني يا زندانبان) وارد آزمايشگاه زندان شدند. دوربين‌هاي مداربسته، مستقيماً رفتار آن‌ها را براي گروه آزمايش كننده پخش مي‌كرد. بعد از گذشت چند روز، خشونت آنچنان بالا گرفت كه كنترل داوطلبان از دست خارج شد و دكتر زيمباردو آزمايش را نيمه كاره پايان داد.

واقعاً عجيب بود. زيمباردو و گروه او از ميان 70 داوطلبي كه به دانشگاه آمده بودند، 24 نفري را انتخاب كردند كه از نظر رواني سالم‌تر به نظر مي‌رسيدند. اما همه آن‌ها در روزهاي پاياني رفتاري كاملاً ساديستي را از خود نشان دادند. زندانبان‌ها حتي رفتن به دستشويي را هم موكول به اجازه كرده بودند و به هيچ كس اجازه نمي‌دادند به دستشويي برود. بعد زنداني‌ها را به دستشويي بردند و آن‌ها را مجبور كردند با دستهاي خالي توالت‌ها را تميز كنند. بعضي ديگر را واردار كردند بدون لباس روي زمين سفت بخوابند! در پايان، كار به شكنجه هاي جسمي و جنسي هم كشيده بود.

زيمباردو به طور كاملاً اتفاقي (با انداختن سكه) افراد را به دو گروه زندانيان و نگهبانان تقسيم كرده بود، اما بعد از آزمايش زنداني‌ها آن قدر ترسيده بودند كه فكر مي‌كردند زندانبان‌ها را به خاطر جثه بزرگشان انتخاب كرده‌اند. حقيقت آن بود كه هيكل زنداني‌ها و نگهبانان تفاوت زيادي با هم نداشت. آنچه باعث شده بود زندانيان اين قدر احساس حقارت كنند، لباس‌هاي آن‌ها بود. نگهبانان يونيفورم‌هاي تميز و اتو خورده به تن داشتند، در صورتي كه لباس زندانيان، از جنس كرباس پوسيده بود. به آن‌ها حتي لباس زير هم نداند. نگهبان‌ها باتوم‌های چوبي داشتند و مهم‌تر از آن عينك‌هاي آفتابي كه با زنداني‌ها چشم در چشم نشوند.

روز قبل از آغاز آزمايش، زندانبان‌ها را در يك سالن جمع كردند. به آن‌ها هيچ دستورالعمل خاصي داده نشد، جز اين كه حق ندارند از خشونت جسماني استفاده كنند. «شما مسئول كنترل و اداره زندان هستيد، به هر شيوه كه مي‌خواهيد.» اما تنها بعد از گذشت چند روز زندانبان‌ها چنان خشن شده بودندكه زيمباردو هم از آن‌ها مي‌ترسيد. زندانبان‌ها، برعكس زنداني‌ها، مي‌توانستند در ساعت‌هاي مرخصي به خانه بروند، اما آن‌ها آنقدر از قدرت ساديستي خوششان آمده بود كه در ساعت‌هاي اضافه كاري هم آنجا مي‌ماندند، بدون آن كه توقع افزايش حقوق داشته باشند. زنداني‌ها دمپايي‌هاي پلاستيكي به پا داشتند و به جاي اسم آن‌ها را با شماره صدا مي‌زدند. يك زنجير هم به دور پاهايشان بسته شده بود تا مدام به آن‌ها يادآوري كند زنداني هستند، نه موجودات آزمايشي. براي آن كه موقعيت طبيعي‌تر جلوه كند پيش از شروع آزمايش به زندانيان گفته شد در خانه بمانند و منتظر تماس آن‌ها باشند. بعد پليس‌ها را به در خانه آن‌ها فرستاندند تا آن‌ها را به جرم حمل اسلحه دستگير كنند. پليس‌ها هنگام دستگيري حقوقشان را به آن‌ها متذكر شدند. در اداره پليس از آن‌ها انگشت نگاري شد و بعد با ماشين حمل زندانيان به «آزمايشگاه زندان» منتقل شدند.

رفتار زندانبان‌ها آن قدر بد بود كه روز دوم شورشي در زندان آغاز شد. نگهبانان با مهارت (و خشونت) شورش را مهار كردند. بعد زندانيان را به دو گروه تقسيم كردند. بعضي را در «سلول‌هاي خوب» اسكان دادندو بقيه را در «سلول‌هاي بد». بدين ترتيب آن‌ها اين تصور را در ذهن زندانيان به وجود آوردند كه بين آن‌ها خبرچين وجود دارد. اين شيوه آن قدر مؤثر بود كه ديگر شورش كلاني در زندان شكل نگرفت. جالب تر از همه اين كه در همان زمان اين شيوه عيناً در زندان‌هاي آمريكا هم به كار گرفته مي‌شد. آيا ريشه‌هاي خشونت طلبي انسان‌ها در اعماق وجودشان، ريشه‌ها و سرچشمه‌هاي مشتركي دارد؟

زيمباردو شخصاً اعتراف كرد كه آن قدر جذب آزمايش شده بود كه از روز سوم خودش هم به عنوان رئيس زندان وارد عمل شده است. روز چهارم خبر رسيد كه زنداني‌ها نقشه فرار دارند. زندانبان‌ها تصميم گرفتند زنداني‌ها را به يك زندان متروك كه پليس ديگر از آن استفاده نمي‌كرد، منتقل كنند. خوشبختانه پليس به آن‌ها اجازه استفاده از زندان را نداد (به خاطر مسائل بيمه) و اين عصبانيت نگهبانان را برانگيخت. در روزهاي بعد سختگيري به اوج خود رسيد. آن‌ها زندانيان را مجبور مي‌كردند ساعت‌ها شنا بروند يا برايشان آواز بخوانند. آن‌ها را برهنه مي‌كردند و به تحقيرشان مي‌پرداختند. بعد براي شكنجه غذاي آن‌ها را به حداقل مي‌رساندند.

شب‌ها وقتي گمان مي‌شد دوربين‌ها خاموش است و گروه آزمايش كننده دانشگاه را ترك كرده‌اند، رفتارهاي ساديستي زندانبان‌ها به اوج مي‌رسيد. گروه آزمايش با ديدن صحنه‌هاي خشونت به راستي شوكه شدند. بسياري از شركت كننده‌ها تا مدت‌ها از فشار رواني رنج مي‌بردند. آزمايش را در روز ششم تمام شده اعلام كردند. تقريباً همه زندانبان‌ها از پايان زودهنگام آزمايش ناراحت بودند.

تجربه آزمايش استفنورد در رسانه‌ها بازتاب گسترده‌اي داشت. اين آزمايش (به پيروي از آزمايش ميلگرم) به آدم‌ها فهماند خيلي هم به مهرباني هم اميد نبندند. شهروندان، بي‌آزارند چون دست و پايشان بسته است. كافي است كمي به آن‌ها مجال بدهي تا وحشيانگي درون خود را آشكار كنند.

دو زنداني اسنتفورد در روزهاي اول آنچنان تحت فشار عصبي قرار گرفتند كه زيمباردو بلافاصله آن‌ها را با دونفر ديگر جايگزين كرد. يكي از زنداني‌ها خودزني كرد. يكي از شدت ترس لال شده بود. (البته معلوم شد او خودش را به مريضي زده تا از آن زندان لعنتي خلاص شود. زيمباردو او را معالجه كرد و به زندان برگرداند.) زنداني شماره 416 آن قدر از رفتار زنداني‌ها آزرده بود كه دست به اعتصاب غذا زد. او را به سلول انفرادي انداختند. بعد نگهبان‌ها به زندانيان گفتند اگر مي‌خواهند زنداني شماره 416 از انفرادي آزاد شود، بايد همه پتوهاي خود را تحويل دهند. زنداني‌ها ترجيح دادند پتوهايشان را داشته باشند و زنداني شماره 416 تا صبح از سرما بلرزد. زيمباردو از اين رفتار آنقدر شوكه شده بود كه شخصاً وارد عمل شد و به زندانبان‌ها گفت زنداني انفرادي را آزاد كنند.

بعد زيمبادو به زنداني‌ها گفت اگر همه درآمد خود (15 دلار در روز) را به زندانبان‌ها ببخشند، همان روز آزاد مي‌شوند، بيشترشان بلافاصله قبول كردند.

زيمباردو نوارهاي زندان را براي پنجاه نفر از دوستانش نمايش داد. تنها يك نفر از آن‌ها (يك زن) گفت اين آزمايش «غير اخلاقي» بوده است. 49 نفر ديگر يا خنيدند يا آرزو كردند كاش آنجا بودند.

دو ماه بعد از پايان آزمايش، مجري برنامه تلويزيوني توانست زنداني شماره 416(كه بيشتر از ديگران مورد شكنجه و آزار قرار گرفته بود) و خشنترين زندانبان (كه خود را جان وين مي‌ناميد)، را مقابل هم قرار دهد آن‌ها گفتند رفتارشان آن طور بوده، چون فكر مي‌كردند از آن‌ها چنين انتظاري مي‌رود و قرار است كليشه زندانبان‌ها و زندانيان در سينما بازي كنند. با اين حال هر دو اعتراف كردند ماجرا در ابتدا با بازي كردن نقش شروع شده و بعد اين نقش آن قدر دروني شده كه كنترل آن از دستشان خارج شده است. پس از آن اريك فروم نقدي تند بر آزمايش زندان استنفورد نوشت. او گفت نتيجه گيري زيمباردو از اين آزمايش بسيار ساده انگارانه بوده است و نمي‌توان نتايج حاصل از اين زندان آزمايشگاهي را به جامعه واقعي تعميم داد. زيمباردو به اين انتقادها جوابي نداد، چرا كه شانس با او يار بود. چند ما بعد از پايان آزمايش او، رسوايي‌هاي زندان‌ها سن كوئنتين و اتيكا در آمريكا برملا شد.

زندانيان اتيكا در سال 1971 شورشي عظيم به راه انداختند. آن‌ها خواستار امكانات رفاهي، حمام و امكان ادامه تحصل بودند. شورش با حمله پليس و كشته شدن 40 نفر پايان گرفت. رسانه‌ها نوشتند در هنگام حمله گلوي گروگان ها را بريده‌اند، اما بعد خبر رسيد بيشتر گروگان‌ها با گلوله پليس از پا درآمده‌اند.

تجربه زندان اسنتفورد، اتيكا و سن كوئنتين در هزاره سوم نيز تكرار شد. زندان ابوغريب كه در زمان رژيم صدام به زندان شكنجه مشهور بود، بعد از حمله آمريكا و سقوط صدام بازهم شكنجه‌گاه باقي ماند. عكس‌هايي كه از زندانيان برهنه ابوغريب به بيرون نشت كرد، اگرچه براي روزنامه‌ها بسيار جنجال آفرين بود، اما خبر تازه‌اي در برنداشت. سربازان آمريكايي و انگلسيي اين بار در عراق به مدل ميلگرم و زيمباردو تجسم بخشيده بودند.

ميلگرم براساس آزمايشات خود همواره ميگفت : قدرت مطلق، فساد مطلق مي‌آورد. انسان‌هايي كه ناگهان در جايگاه قدرت قرار گرفته‌اند، طبيعت حيواني خود را برملا مي‌كنند و ازآزار دادن ديگران لذت مي‌برند لذا از اين جهت حکومتهاي غيرمردم سالار که بدون راي مردم برسرکارند و نظارت و کنترلي بر آنها نيست؛ ميتوانند بالقوه بسيار خطرناک باشند.

با اين همه يك سؤال ذهن را مي‌آزارد: اگر قدرت ذاتاً فساد آور است، آيا همه ما مشغول سوء استفاده از زير دستان خود نيستيم؟



به یاد پاواروتی





پاواروتی خواننده حنجره طلایی ایتالیایی در سن 71 سالگی به علت سرطان لوزالمعده در گذشت.
بااینکه بیشتر آثارش به زبان ایتالیایی است و خیلی نمیتونم باهاش ارتباط برقرارکنم، ولی چهره دوست داشتنی اش همیشه برایم جذاب بوده. روحش شاد
چند کلیپ از کارهایش را ببینید

ساخت دستگاه تست ضربه از پهلو

حدود 4-5 سال پیش یک پروژه در محل کارم تعریف شد زیر عنوان "ساخت دستگاه تست ضربه از پهلو" یا Side intrusion test. این دستگاه یک نمونه خارجی داشت که برای انجام تست در خارج هزینه های زیادی از جمله ارسال بدنه (ها) و پرسنل به خارج و هزینه خود تست را متوجه کارخانه مینمود. به پیشنهاد شخصی خودم درگیر پروژه شدم وطراحی مکانیکی و ساخت و مونتاژ کل مجموعه را بعهده گرفتم.

جالب اینکه برای طراحی و ساخت آن غیراز چند عکس از دستگاه خارجی هیچ مرجع دیگری در اختیارم نبود، من هم کم تجربه بودم و حتی درخواست اعزام به خارج برای رویت از نزدیک دستگاه رو هم نکردم !!!

خلاصه اینکه دستگاه و میزهای بزرگش ساخته شد و تا حالا بارها برای خودروهای مختلف از آنها استفاده شده. بماند که حتی یک تشکر خشک و خالی هم نکردند و حسابی انگیزه ام رو برای کارهای بعدی بالا بردند.

نمیدونم شاید خیلی هم چیز فوق العاده ایی نباشه ولی حس اینکه برای اولین بار در ایران این دستگاه طراحی و ساخته شده خیلی خوبه!

این رو هم بگم که استفاده های تبلیغاتی از ای دستگاه فراموش نشد و در کاتالوگ ها و مصاحبه ها بارها از آن استفاده گردید. مثل این مصاحبه

چند تا عکس زیر روهم ببینید (بزرگنمایی با کلیک).

تصویر از طرح سه بعدی

دستگاه ایرانی


نمونه خارجی


درباره کورش کبیر

video

آمار جالب از دنیا


Poodwaddle.com

من مهندسم


احمدی‌نژاد: روزهایی بود که از داخل برخی چه فشارهایی را به ما می‌آوردند که در این زمینه کوتاه بیایید وگرنه جنگ می‌شود و مسائلی چنین را مطرح می‌کردند. من در بعضی از جلسات به این دوستان می‌گفتم که من یک مهندسم و مسائل را تحلیل و استدلا‌ل می‌کنم، به آنها می‌گفتم که دشمنان جرات جنگ کردن با ما را ندارند. برخی حرف من را زیر سوال می‌بردند ولی من برای آنها دو دلیل می‌آوردم:

اول اینکه به آنها می‌گفتم من مهندسم، اهل حساب و کتاب هستم، جدول می‌کشم، ساعت‌ها فرض‌ها را می‌نویسم، رد می‌کنم، استدلا‌ل می‌کنم و با استدلا‌ل برنامه‌ریزی می‌کنم و به پیش می‌روم، آنها قادر نیستند برای ایران مشکلی ایجاد کنند.

رئیس جمهور درباره دومین دلیل‌اش نیز گفت: دومین دلیلی که من برای آنها می‌آوردم این بود که من حرف‌های خداوند را باور کرده‌ام. خداوند گفته است کسانی که در راه درست حرکت می‌کنند پیروز می‌شوند. رهبر عزیز ایران ایستاده‌اند و حرف خداوند را گوش می‌کنند و قبول دارند. شما چه دلیلی دارید که خداوند به وعده‌هایش عمل نکند.


منبع خبر روزنامه کارگزاران

تغییر نام


دستور شفاهی جدید احمدی نژاد به مشاور خود امیرمنصور برقعی مبنی بر تغییر نام استان بوشهر به «استان خلیج فارس» باعث واکنش هایی میان نمایندگان استان بوشهر شده است.
در حالی که شکرالله عطارزاده نماینده بوشهر، دیلم و گناوه به صراحت در گفت وگو با اعتماد اعلام کرد که رئیس جمهور به مشاور خود دستور داده تا تغییر نام این استان به «استان خلیج فارس» را به سرعت پیگیری کند، سایر نمایندگان بوشهر، این تصمیم را بر اساس درخواست تنها تعدادی از نمایندگان خلاف مصلحت این استان و ساکنان آن عنوان می کنند.
عطارزاده عنوان کرده که پیش از این در قالب یک گفت وگو و همچنین نامه کتبی از رئیس جمهور خواسته که نام استان بوشهر را به استان خلیج فارس تغییر دهد؛ «شنیده ام رئیس جمهور به برقعی معاون توسعه راهبردی خود دستور داده که نامه درخواستی تغییر نام این استان را پیگیری کند. این درخواست به یقین حق ساکنان استان است چون نامی بوده که از ۳۵ سال پیش منسوخ شده و مردم خواستار بازگرداندن این نام هستند.»
منبع

محاسبه سر انگشتی یارانه بنزین



من یک ماتیز کوچولودارم که حدود 140 هزار کیلومتر باهاش رانندگی کردم (بیچاره!)،به محاسبات زیر توجه کنید

فرضیات:

متوسط قیمت بنزین در 5 سال گذشته : 70 تومان

قیمت تمام شده بنزین 650 تومان

متوسط مصرف بنزین : 7/5 لیتر در 100 کیلومتر

رابطه بالا مبلغ حدود 6 میلیون تومان را نشان میدهد- یعنی توی این 5 سال من 6 میلیون تومن یارانه بنزین گرفتم (به اندازه قیمت ماتیز)

کلیپ مادر از سامی یوسف به زبان انگلیسی و فارسی


Sami Yusuf - Mother
Uploaded by birfakir

سامی یوسف کیست؟

سامی یوسف، خواننده ای انگلیسی که ترانه هایش را به عربی، انگلیسی و یا ترکی می خواند، متولد گنبدکاووس است و به عنوان مهم ترین ستاره پاپ دنیای اسلام شناخته شده است. او از موسیقی عربی، ترکی، پاپ و کلاسیک استفاده می کند و ترانه هایش را به زبان های عربی و انگلیسی می خواند. او با همسری آلمانی ازدواج کرده و متاهل است.

سامی یوسف، در ماه مرداد سال 1358 در خانواده ای موسیقیدان و آذربایجانی الاصل در گنبد کاووس به دنیا آمد. او از سه سالگی همراه خانواده اش به لندن رفت و نوجوانی و جوانی را در آنجا گذراند. و ساکن لندن شد. تعالیم اولیه را از پدربزرگش که موسیقیدان بود فرا گرفت و به دلیل همین علاقه، ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در سن 18 سالگی به « مدرسه سلطنتی موسیقی لندن» رفت و در آنجا به آموختن موسیقی به صورت کلاسیک پرداخت. او در مورد موسیقی خودش می گوید: « موسيقي همواره بخش مهم زندگي من بوده. خانواده ام اهل موسيقي بوده اند. پدرم معلم اصلي ام بود. او به من مي گفت: دست بالاي دست بسيار است. كه يك مثل معروف فارسي است. او علاوه بر موسيقي، به من درس زندگي مي داد و باعث مي شد هيچ گاه به كاري كه ارائه مي كنم غره نشوم.» او از کودکی نواختن سازهای مختلف را آموخته بود و از این مهارت خود در خوانندگی و آهنگسازی نیز استفاده کرد. او در ساخت ملودی ها و آهنگ هایش از انواع موسیقی کلاسیک غربی تا موسیقی مقامی عربی و ایرانی و صوفی ترکی و آوازهای فارسی، آذری، هندی، پاکستانی و افغانستان استفاده کرده است.


باب ديلان ايران و اعتراض با سه تار


او سه تار مي نوازد و استاد شعر و ادبيات کهن پارسي است. اما نواهاي نواخته شده اش بر اين آلت موسيقي در کنار صداي عميق و غزل هاي گزنده اش راجع به پرورش يافتن در يک کشور اسلامي، محسن نامجو را به جنجال برانگيزترين و يقينا ً با دل و جرأت ترين چهره موسيقي امروز ايران تبديل کرده است.

برخي او را نابغه و يا باب ديلان ايران مي خوانند و مي گويند، موسيقي طنزآلود او بدرستي بيانگر يأس و سرخوردگي جوانان ايراني است. منتقدين نامجو معتقدند، موسيقي او به خاطر ترکيب دائمي با موسيقي غربي جاز و راک، موسيقي کلاسيک و سنتي را به سخره مي گيرد.

نامجوي 31 ساله خواننده، آهنگساز و نوازنده است، اما طرفداران او معتقدند او بيش از همه اينها يک اجراء کننده بزرگ است. وي در مصاحبه اي در يکي از استديوهايش در تهران گفت: "من مي خواستم موسيقي ايراني را نجات دهم. اين موسيقي متعلق به زمان حال نيست و نمي تواند نسل جوان را اقنا کند. واقعيت اين است که موسيقي ايراني خيلي نزديک به ساير سبک هاست و ترکيب آن با سبک هاي ديگر با کمي هوشمندي و ذکاوت ممکن است."

اما طرفداران نامجو معتقدند، اين اشعار غنايي اوست که موسيقي او را بسيار مهم جلوه داده است. او اشعار کهن پارسي مانند آثار مولانا و حافظ را که داراي مضاميني مانند عشق و شهوت هستند، مي خواند. در عين حال آشنايي او با ادبيات فارسي باعث شده است او بتواند غزل هاي خود را در قالب هاي قابل قبول بسرايد.

مهسا وحدت خواننده 33 ساله مي گويد: "اولين باري که به موسيقي او گوش دادم، برايم غيرمنتظره بود. براي من اين موسيقي با خنده شروع و با گريه تمام شد. موسيقي و غزل هاي او نشان دهنده موقعيت تلخ نسل من و جامعه اي است که ما در آن زندگي مي کنيم." نامجو از بيان مسائل روز ابايي ندارد.

او در يک آواز بنام "نئوکانتي" مي گويد: "آنچه که متعلق به ماست يک دولت شرمنده است. آنچه که متعلق به ماست يک تيم ملي بازنده است. " اين ابيات به سرخوردگي گسترده از دولت محمد خاتمي و باخت هاي پي در پي تيم هاي فوتبال ايران اشاره دارند. نامجو با صدايي که بيشتر راضي تا اميدوار به نظر مي رسد، مي گويد:" شايد آنچه که مال ماست، آينده است."

او در يک آواز مشهور ديگر مي گويد: "يک روز صبح از خواب پا مي شي و مي بيني باد تو را برده. کسي دور و برت نيست و چند تار ديگر موت سفيد شده. يک بار ديگر تولدت عزا مي شه." پس از زدن ملودي غيرمنتظره غربي، او با صداي آهسته تر ادامه مي دهد: "جبر جغرافيائي. تو در زاده آسيائي. پا در هوائي و خوراکت شده سيگار و چائي."

اتابک الياسي نوازنده و استاد موسيقي دانشکده موسيقي دانشگاه هنر در تهران مي گويد، "در موسيقي آقاي نامجو اعتراض و طنز وجود دارد. در عين حال اين موسيقي کاملا ً ايراني است چرا که او دائما ً به مسائلي که به زندگي ايرانيان مربوط مي شود، اشاره مي کند."

ارزيابي شهرت آقاي نامجو سخت است چرا که او در دوره اي به بلوغ رسيده که فشارهاي زيادي بر موسيقي ايراني وجود دارد. با انتخاب محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري محافظه کار ايران بار ديگر موسيقي مورد بي مهري قرار گرفته است. مقامات ايراني در ماه ژوئيه يک کنسرت موسيقي راک و جاز را در تهران کنسل کردند. بيش از 200 نفر نيز در ماه اوت که در يک کنسرت خصوصي راک در کرج شرکت کرده بودند، دستگير شدند. به گزارش خبرگزاري هاي محلي، علي فلاحي دادستان عمومي کرج اين کنسرت را "شيطاني" خوانده است.

آقاي نامجو تاکنون قادر نبوده اجراي زنده و علني داشته باشد و مجوزي هم از سوي دولت براي فروش سي دي هايش دريافت نکرده است. اما او توانسته است اجراي خصوصي داشته باشد، سي دي هايش هم در بازار سياه به فروش مي رسند و در يک تحول توجيه ناپذير آوازهايش از راديوهاي ايران پخش مي شوند.

عليرضا سميع آذر مدير اسبق موزه هنرهاي معاصر در تهران مي گويد: "تصور مي کنم او بعنوان يک هنرمند جسور و شجاع که خلق يک چيز تازه را فراتر از موانع سنتي باب کرده، به ياد خواهد آمد. تصور مي کنم سهم او در موسيقي ما زياد خواهد بود." آقاي نامجو مي گويد، آرزوي بعدي من اين است که در خارج از کشور موسيقي بخوانم. او مي گويد: "من مي خواهم مبارزه کنم و با موسيقي غربي آشنا شوم. من براحتي در اينجا پذيرفته شدم."

منبع: نيويورک تايمز، اول سپتامبر
http://www.roozonline.com/archives/2007/09/post_3824.php

فاجعه زیست محیطی در دریاچه بختگان




این عکس ها مربوط به فلامینگو های بخت برگشته ایست که به علت آبگیری سد سیوند و خشک شدن دریاچه بختگان در دریایی از نمک جان داده و میدهند.
مقاله ایی به عنوان "ضیافتی که همه را نمک گیر کرد" دیروز در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد که متن آن را اینجا میتوانید بخوانید.
این هم یک وجه دیگر از آثار تخریبی سد سیوند.
اینجا را هم ببینید همینطور اینجا.

مراحل ساخت توپ آدیداس

اینجا رو ببینید
یک سوال: کسی میدونه قطعه آخر رو چطور میدوزند؟

سفالگری طائفی در میبد



جای شما خالی یک سفر کوتاه با عیال ! به استان یزد داشتم و چند تا شهر استان رو دیدم. از جمله میبد . یک کارگاه سفالگری به نام طائفی اونجا بود که عکس هاش رو در بالا میبینید. (کلیک کنید) . نکته جالب اینکه یک سایت اینترنتی هم این این کارگاه داره. اول عکسها رو ببینید و بعد یک سر به سایتش بزنید که با یک فلش قوی و قابل توجه روبرو میشوید

خط - نقطه


بازی خط نقطه
یاد بچگی ها بخیر

لینک

گیم پنجم بازی ایران و چین


با عذر خواهی از اینکه چند روزی به علت مسافرت چیزی ننوشتم و تشکر از دوست اظیظم که در پست قبلی مارو خجالت دادند. لینک زیر مربوط به گیم آخر بازی ایران و چین -فینال قهرمانی والیبال نوجوانان جهان- هست که البته کمی تاخیر داشتم