کتاب «نقد و تحلیل جباریت»



(قلم نوشته ها: نویسنده نوشته زیر را نمیشناسم و نتوانستم در نت هم ایشان را پیدا کنم اما خواندن متن زیر و کتاب را توصیه میکنم)

«مانس اشپربر» نویسنده کتاب «نقد و تحلیل جباریت»

این روانشناس آلمانی این کتاب را در سن 32 سالگی و در دهه 30 میلادی (هفتاد سال پیش) یعنی پیش از آن که هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او حتی در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیش بینی کرده است که کسی مثل هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. وقتی این کتاب منتشر شد نویسنده اش نه تنها مجبور شد برای مصون ماندن از خشم نازیها، به زندگی پنهانی روی آورد بلکه حتی کمونیست های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند و پیروانشان حتی از دست زدن به این کتاب هم پرهیز می کردند.

این کتاب توسط کریم قصیم به زبان فارسی ترجمه و در سال 1363 توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. به علت استقبال از کتاب، ظرف یک سال به چاپ سوم رسید و پس از چاپ سوم همین کتاب در سال 1364 بود که پس از سه سال فعالیت، انتشارات دماوند تعطیل شد.

اشپربر در این کتاب، که متنی بسیار روان و جذاب دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار جباران، نشان می دهد که جباران به خودی خود جبار نمی شوند بلکه آنها محصول رفتار توده هایی هستند که خلق و خوی جباریت بخشی از وجود آنهاست. برای آن که جباریت و دیکتاتوری برای همیشه از جامعه ای رخت بربندد باید روحیه جباریت توده ها از بین برود (یادمان نرود که ما رابطه خوبی با موجودات ضعیف تر از خودمان نداریم. ببینید بچه هایمان خیلی راحت به سوی گربه ها و سگ ها سنگ می اندازند، سوارها به پیاده ها رحم نمی کنند، همه مان در موضع شغلی خودمان حکومت می کنیم. بقال حاکم است نانوا حاکم است رانند تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه وهمه در موضع شغلی خود می خواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را می گیریم به جای آن که تحویل پلیس اش بدهیم اول به او کتک مفصلی می زنیم، این مثالها الی ماشاء الله وجود دارد. این ها همه نشانه های جباریت نهفته ای است که در همه ما وجود دارد).

اشپربر نشان می دهد که چگونه شخصیت روانی یک جبار به تدریج و در طول زمان تحول می یابد و او را از یک زندگی معمولی محروم می کند به گونه ای که جبار به تدریج دچار سادیسم (دیگر آزاری) و در مراحل بعدی دچار مازوخیسم (خودآزاری) می شود. در واقع از نظر اشپربر، جباران بیمارانی هستند که بیماریشان در هیاهوی توده ها، برای خودشان و برای دیگران مخفی می ماند و به همین علت فرصت درمان نیز از آنها ستانده می شود.

اشپربر با دسته بندی انواع ترس نشان می دهد که جباران دچار «ترس تهاجمی» هستند و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است اعتیاد به دشمن تراشی و ایده «دشمن انگاری هر کس با ما نیست» از سوی جباران محصول ترس عمیقی است که در وجود آنها نهفته است. او از قول افلاطون می نویسد «هر کس می تواند شایسته صفت شجاع باشد، الا فرد جبار». و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان می دهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. در واقع نشان می دهد که جباریت ویژگی است که جایگزین فقدان شجاعت می شود. و این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ....) نمود دارد. اما وقتی احاد توده های شخصیتاً جبار در عالم واقع با یکی از جباران همراهی می کنند و او را حمایت می کنند، از او یک حاکم به تمام معنی دیکتاتور می سازند.

اشپربر نشان می دهد که چگونه ترس در طول زمان به نفرت تبدیل می شود و آنگاه توده ها برای ارضای حس نفرتشان از عده ای، جباری را یاری می کنند تا آنان را نابود کند. و بعد دوباره زمانی می رسد که توده ها به علت نفرت از همین جبار، او را به کمک جبار دیگری به چوبه دار می سپارند.

او به زیبایی نشان می دهد که چگونه جباران با ساده کرده مسائل پیچیده زندگی، راه حل های عامه پسند ـ اما غیر قابل اجرا ـ می دهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایده های خود نیستند چرا که آموخته اند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید به راحتی می توانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمند اند و نمی گذارند تا آنها به اهدافشان برسند.

اشپربر البته تحلیلش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمی کند اما برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانه اش (استالین و هیتلر) می آورد.



هیچ کاری موثرتر از آگاهی بخشی نیست. دیکتاتورها بر امواج ناآگاهی سوار می شوند.

«قدرت زياده از حدّ و طولاني حتا شريف‌ترين انسان‌ها را نيز فاسد مي‌كند»
« هيچ چيز به اندازه‌ي ضعف و حقارتي كه به حمايت زور و خشونت پشت‌ گرم مي‌دارد، سلطه‌طلب نيست.» (ناپلئون)

باز هم زبان انگلیسی - این بار دو منبع خوب برای شنیدن



در پست قبلی توصیه کردم شنیدن بهترین روش برای یادگیری زبان است. البته پیداکردن یک منبع خوب هم خیلی راحت نیست. منبعی که هم تلفظ صحیح داشته باشه و هم به روز باشه. فیلم ها و سریالهای تلویزیونی البته به نوبه خودشون خوب هستند ولی خیلی از مکالمات مکالمات "صحیح" نیست.
یکی از منابع خوب شنیدن، رادیوی سراسری آمریکا (National Public Radio) یا به اختصار NPR است. اخبار روز تحلیل سیاسی، موضوعات داغ دنیا، تکنولوژی و ... رو میتونید توش پیدا کنید. تلفظ صحیح، سالم بودن جملات و به روز بودن از مشخصات اصلی این رادیو برای کسانیست که به دید یک منبع آموزشی به اون نگاه میکنند. البته قطعا برای سطح مبتدی خیلی مناسب نیست ولی توصیه میکنم اگر سر کار میتونید به جای گوشدادن به موسیقی روزی یکی دو ساعت به NPR گوش بدید.





یکی از بخشهای جالب این رادیو قسمت بخش Hearing Voices است. حدود دو سال از راه اندازی این برنامه میگذره و در این برنامه هفتگی، هر هفته یک نمایشنامه/داستان بخش میشه به نظرم من بسیار وسیله مفیدیست چراکه هم به آشنایی با فرهنگ آمریکا کمک میکنه و هم موضوعات جالبی داره خصوصا اینکه برنامه ها هرهفته به صورت فایل mp3 در سایت قرار میگیره نحوه اجرا هم کاملا گیرا و جذاب است. استفاده از این سایت رو به همه کسانی که میخواهند زبان انگلیسی (آمریکایی) خوشون رو تقویت کنند و با آمریکا بیشتر آشنا بشوند توصیه میکنم.

7 قانون برای یادگیری آسان زبان




کمتر کسی رو میشه پیدا کرد که سعی برای یادگیری زبان انگلیسی نکرده باشه. اگر میخواهید زبان (هر زبانی) رو به گونه ایی یادبگیرید که بتوانید به راحتی به آن زبان صحبت کنید، این 7 اصل رو فراموش نکنید:


RULE 1: Always Study and Review Phrases, Not Individual Words
قانون نخست: همیشه گزاره ها (ترکیب کلمات) را بخوانید و تمرین کنید، نه فقط کلمه ها را
اگر کلمه جدیدی دیدید حتما عبارتی که کلمه در آن استفاده شده را یاد داشت کنید نه فقط کلمه را. به این ترتیب استفاده درست هر کلمه را می آموزید.
تحقیقات نشان میدهد یادگیری زبان با استفاده از عبارات 4 الی 5 برابر سریعتر از استفاده از کلمات است.


RULE 2: Don't Study Grammar
قانون دوم: گرامر نخوانید!
همین الان کتابهای صرفا گرامر خود را کنار بگذارید. این کتابها باعث میشوند شما پیش از صحبت فکر کنید. در حالی که باید به طور خودکار بتوانیم صحبت کنیم.


RULE 3: Listen First, Learn With Your Ears, Not Your Eyes
قانون سوم: گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید!
باید به انگلیسی روزمره گوش کنید. چشم ها بسیار کمتر از گوشها برای یادگیری زبان به شما کمک میکنند.


RULE 4: Slow, Deep Learning Is Best
قانون چهارم: آهسته و عمیق یاد بگیرید!
دانستن یک کلمه و عبارت کافی نیست. باید در ذهن شما ثبت شود تا همیشه برای استفاده آن را دم دست داشته باشید. اگر به یک کتاب گویا (Audio book) گوش میکنید، قسمت نخست آن را 30 بار بشنوید و بعد سراغ قسمت دوم بروید.


RULE 5: Use Point Of View Mini-Stories
قانون پنجم: داستان های کوتاه در زمانهای مختلف.
اگر دسترسی به کسی که انگلیسی زبان است دارید داستان کوتاهی را که در زمان حال نوشته شده را به او بدهید و از او بخواهید آن را در زمان های مختلف باز نویسی کند (گذشته، گذشته کامل، آینده و...) این بهترین روش برای یادگیری گرامر و زمانهای مختلف است.


RULE 6: Only Use Real English Conversations & Materials
قانون ششم: حتما از انگلیسی صحیح استفاده کنید!
فیلم و نوار هایی را انتخاب کنید که مطمئن هستید انگلیسی واقعی و رایج است.


RULE 7: Listen and Answer, not Listen and Repeat
قانون هفتم: تکرار نکنید، پاسخ بدهید!
بسیاری از نوارها و سی دی های آموزشی زبان از شما میخواهند که مثلا یک عبارت را بعد از شنیدن تکرار کنید. این روش اشتباه است. باید از شما خواسته شود که جواب گوینده را بدهید نه این که عین عبارت را تکرار کنید.

**********
اگر توضیحات بیشتری در مورد این 7 قانون میخواهید، فایلهای PDF و یا فایلهای صوتی مربوط به آن را با لینک های زیر دانلود کنید. فایلهای صوتی توسط آقای A.J. Hoge متخصص آموزش زبان گفته شده و روخوانی متن فایلهای PDF است.



این هم یکی از ویدئوهایی که آقای
A.J.Hoge در یوتیوب گذاشته که قانون اول رو توضیح میده. بقیه رو هم میتونید در این لینک پیدا کنید.



البته آقای Hoge یک سری سی دی آموزش زبان به نام Effortless English (انگلیسی آسان) هم دارند که البته امکان خریدش برای دوستان در ایران نیست و صد البته گران هست. ولی فکر کنم بشه یه جورایی یه لینکی چیزی ازش این ور اونور پیدا کرد.

موفق باشید.

برف بی سابقه در منطقه واشنگتن دی سی





به امید پیروزی

روز آفتابی بعد از بارش


الان که دارم این پست رو مینویسم تازه از بیرون اومدم و بعد از کوشش فراوان تونستیم (با همسرم) ماشین رو اول پیدا کنیم 0-: و بعد هم از زیر برف نجات بدیم. اینجا حدود 70 الی 80 سانتیمتر برف اومده و من تا بحال اینقدر برف ندیده بودم. ظاهرا بعد از نود سال چنین برفی اینجا اومده که با برفی که حدود دو ماه پیش اومد و اون هم در 70 سال قبل بیسابقه بود و البته برف های دیگری که در کل پاییز تا حالا وامده باید بگم زمستون از این پر برف تر دیگه نمیشه !!

عملیات نجات ماشین

یک نکته جالب که اینجا همیشه توجهمون رو جلب میکنه تقارن شنبه و یک شنبه ها با این بارش برف هست. یعنی تقریبا اختلال عمده ایی در کار مردم ایجاد نمیشه و جمعه بارندگی شرو میشه تا شنبه شب و یک شنبه که امروز باشه هوا کاملا آفتابی و تمییییر بود برای لذت بردن از هوا و البته برف روبی که ایندفعه واقعا خسته مون کرد. البته در فصل بارش باران برعکسه و شنبه ها و یکشنبه ها هوا آفتابیه و در طول هفته بارون میاد. خلاصه دست اداره هواشناسی اینجا درد نکنه. ایم مدیریت آمریکایی که میگن همینه.

خیابان اصلی نزدیک خونه


این امریکایی ها خیلی محتاط و محافظه کار هستند. روز جمعه تمام فروشگاه ها خالی از نون و گوشت و شیر و دستمال توالت! بود و البته به خاطر مسابقه نهایی فوتبال آمریکایی (معروف به سوپرباول - که البته من هنوز خیلی چیزی ازش نمیفهمم) سبد خرید همه پر از انواع نوشیدنی ها هم بود که اگر خدای نکرده نتونستند ماشینشون رو روز یک شنبه از زیر برف در بیارند، عیش روز دوشنبه شون خراب نشه.

یاد برف بازی هایی که در ایران خودرو میکردیم به خیر. روی عکسها کلیک کنید.

یک لیوان چای داغ !


تفاوت یک ماشین زیر برف و یک ماشین نجات یافته

نرم افزار تغییر فرمت فایلهای ویدئویی Format Factory

قطعا برای شما پیش اومده که بخواهید فرمت یک فایل ویدیوئی رو تغییر بدید و مثلا اون رو از فرمت های معمول به فرمت 3gp برای موبایل و یا از فرمت flv که مربوط سایت هایی مثل Youtube هست به فرمت های دیگر مثل wmv , mp4 و یا mpg و avi تغییر بدید یا بخواهید صدای یک ویدئو رو ازش استخراج کنید.
نرم افزار FORMAT FACTORY همه این کارها رو برای شما انجام میده و خوبیش اینه که به صورت پرتابل هست و نیاز به نصب نداره و بهتره یک نسخه از اون رو روی فلش دیسکتون بذارید و همیشه همراهتون باشه. البته حجمش کمی بالاست (50 Mb) ولی به نظرم اگر میتونید دانلودش کنید ابزار کامل و خوبیه. خصوصا که میتونید کیفیت و دیگر مشخصات ویدئو تون رو هم دستکاری کنید و کلی ابزار دیگه هم داره و من کامل تر از این ندیدم.



برنامه ریزی و ثبت دخل و خرج


اگر شما هم از کسانی هستید که هزینه های خودشون رو جایی ثبت میکنند و یا برای خرید چیز خاصی مثل خونه یا ماشین قصد برنامه ریزی دارید و یا پول های نفتی که سر سفره ها اومده رو نمیدونید چطور درست هزینه کنید، اینجا دوتا فایل اکسل براتون میذارم که یکیشون بسیار مفصل و با جزئیات کامل است و دیگری خلاصه تر و ساده تر است. هزینه ها و درآمدهای روزانه و ماهانه رو میتونید وارد کنید و برای کل سال برنامه ریزی و محاسبات رو انجام بدید.



فوتوشاپ آنلاین


اگر نیاز به فوتوشاپ دارید ولی دسترسی بهش ندارید و یا مثلا در محل کار امکان نصبش رو واحد کامپیوتر بهتون نمیده! این سایت خیلی کمک میکنه. در این سایت به راحتی عکسی رو از کامپیوتر یا اینترنت میتوانید بارگذاری کنید و از امکانات خوبی که در تا حدودی شبیه فوتوشاپ هست برای ادیت عکستون استفاده کنید.

گوگل در خدمت یادگیری زبان


طبق معمول از دیر به روز کردن شرمنده ام. نکته ای که امروز میخوام اشاره کنم رو شاید خیلی از شما بدونید و انجام داده باشید ولی چون تقریبا هر روز از آن استفاده میکنم، بد ندیدم که اینجا هم در موردش بنویسم.
در کنار تمام فوایدی که موتورهای جستجو (به ویژه گوگل) دارند، از این موتورها برای یادگیری زبان هم میتوان استفاده کرد. بهتر است با چند مثال مطلب رو روشن کنم:

مثلا میخواهید بدانید حرف اضافه ای که بعد از فعل Ask می آید چیست
مثلا ask him send it درست است یا ask him to send it. کافیست یک علامت " در اول هر دو عبارت بگذارید و هر دو را به طور جدا گانه در گوگل جستجو کنید.
نتیجه : ask him to send it" نزدیک به چهار میلیون بار و ask him send it فقط هفت بار(که البته هفتمی مربوط به متن همین نوشته است!). پس قطعا میتوان عبارت درست را تشخیص داد.

مثال دیگر
میخواهیم در ابتدای نامه ای در مورد نظری که مخاطب قبلا در مورد چیزی داده نظری بدهیم
کدام درست است؟
"Regarding your comment for"
یا
"Regarding your comment on"

گوگل میگوید اولی 32 هزار بار و دومی 500 هزار بار در اینترنت دیده میشود. پس دومی صحیح است. (یا حداقل صحیحتر است)
البته مثل تمام جستجوهایی که در گوگل میکنید انتخاب درست عبارت و کلمات بسیار مهم است و حتی ممکن است هر دو عبارتی که جستجو میکنید درست باشد ولی در دو موقعیت مختلف.

مثلا On the bus درست است یا In the bus؟
گوگل هر دو را با بیش از150 میلیون بار استفاده درست میداند ولی بستگی به استفاده شما معنی تفاوت دارد.

ترفند هایی هم هست تا نتیجه مطمئن تری بگیرید. مثلا ممکن است عبارت اشتباه را افراد زیادی در نوشته های خود استفاده کرده باشند. کسانی که مثل من به زبان مسلط نیستند و در وبلاگ خود و یا در فیس بوک یا تالارهای گفتگو از عبارت اشتباه استفاده کرده باشند. یک راه حل فیلتر کردن نتایج با کلماتی مانند CNN یا BBC است. کافیست این کلمات را نیز در کنار عبارت بگذارید تا نتیجه مطمئن تری بگیرید.

اگر این مطلب به نظرتان توضیح واضحات است عذر میخواهم. به هر حال برای من که اینجا هر روز باید ایمیلهای جورواجور بنویسم. گوگل کمک بزرگیست.
بدیهیست این روش مختص زبان انگلیسی نیست و حتی اگر املای یک کلمه فارسی را هم نمیدانید گوگل باز هم کمک میکند.


آشنایی با آمریکا (راهنمای تازه واردین به آمریکا)


اگر به زودی قصد ورود به آمریکا را دارید و یا تازه وارد هستید، این راهنما برای شما مفید است. در این کتاب، شرایط، رسوم، آداب، رفتارها و ... در آمریکا به نحوی بیان شده که برای تازه واردین به آمریکا راهگشاست و آمادگی شما را برای شروع زندگی در اینجا را بالا میبرد.
البته کتاب به زبان انگلیسیست که مسلما کمک مضاعفی است، تا با اصطلاحات و کلماتی که در موقعیت های مختلف آمریکاییها به کار میبرند نیز آشنا شوید.

از جمله سرفصلهای این کتاب:

  • نظر آمریکاییها نسبت به خودشان و خارجیها
  • آزادی
  • حریم خصوصی
  • برابری
  • ارزش زمان
  • سیاست
  • خانواده
  • تربیت کودکان
  • ورزش
  • رفتار در مکانهای عمومی
  • برقراری ارتباط و رفتار اجتماعی
  • تحصیل
  • فرهنگ آمریکایی
  • تجارت
  • ایده هایی برای تقویت زبان
  • و...

این کتاب حدود 330 صفحه و حجم فایل پی دی اف یک مگابایت است.

امشب همه غمهای عالم را خبر کن


پرویز مشکاتیان رفت. به همین سادگی بزرگمردان موسیقی وفرهنگ کشورمان را ازدست میدهیم. از زمانی که موسیقی را شناخته ام آثار مشکاتیان را میپسندیدم. با لذت شنیدن آثار او بزرگ شده ام، آثار بزرگی مثل نوا، دستان، بر آستان جانان، دودعود و دهها اثر دیگر.


یادم میاید در دوران نوجوانی در حالی که در کنار پدرم در ماشین نشسته بودیم و از شنیدن "نوا"ی مشکانیان و شجریان لذت میبردم از پدرم پرسیدم ممکن هست که روزی این خلاقیت مشکاتیان روزی خاموش شود و ایده جدیدی برای ساخت چنین شاهکارهایی نداشته باشد؟
آن روز پدرم میگفت چون خودت این استعداد را نداری چنین تصوری میکنی، ولی برای کسی مانند او چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
ولی..
نمیدانم چه بگویم و اسمش را چه بگذارم. دست روزگار؟ سیاست های حکومت؟ اختلافات سنتی میان هنرمندان سنتی؟ هر چه بود بعد از چند سال مشکاتیان را از ما گرفت. خیلی پیش از چنین روزی که جسمش را به خاک میسپاریم.
همه علاقمندان موسیقی سنتی از اختلاف بین شجریان و مشکاتیان خبر دارند. گرچه سال گذشته خبر رفع این کدورت و امکان اجرای کارهای مشترک این دو بزرگوار خوشحالمان کرد، ولی مشکاتیان زمانی برای این مهم نداشت.


فارغ از تمام بحث ها و حرف و حدیث و فارغ از علل اصلی چنین اختلافاتی که همیشه گریبان موسیقی ما را گرفته است، به نظر من یک هنرمند باید رسالتی در خود احساس کند و خود را سرمایه و معدنی گرانبها برای ملتش بداند. معدنی که خود و دیگر هنرمندان هم عصر باید به کمک یکدیگر آن را بکاوند.
متاسفانه یکی پس از دیگری چنین سرمایه هایی را از دست میدهیم. تا کی باشد که مادر میهن دوباره شجریان و مشکاتیانی را هم عصر هم بزاید.


خداوندا! ماهها و سالهاست که خبر بد میشنوم و روحم در حسرت شنیدن خبری مسرت بخش میسوزد. راستی شما چنین حسی ندارید؟

این قطعه محزون از آلبوم سرو آزاد با صدا و اجرای مشکاتیان، حرف دل ماست.


امشب همه غمهای عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن ، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من ، ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان ،کرده بالین
ای میهن ،ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن ، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن
ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که می خواند مرغی که می خواست پرواز باشد …
ای میهن ،ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها .

ای میهن!
در اینجا سینه ی من چون تو زخمی است .

در اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد،
دمادم

ه . ا . سایه

و این هم قطعه ی پرشور "جامه دران" از ایشان (آلبوم افشاری مرکب- آواز: بسطامی)، از دقیقه 2 به بعد چهارمضراب زیباییست، تو گویی دونوازنده مینوازند.

این هم قطعه "دل انگیزان" از کارهای بی بدیل ایشان از همان آلبوم

روحش شاد

فلش دیسک آنلاین و امکانات دیگر در DROPBOX


اگر شما هم مثل من یک سری فایل دارید که همیشه روی فلش درایو همراهتون هست و هم در محل کار و منزل به سراغش میروید. این سایت با امکاناتش میتونه خیلی مفید باشه. به طور خلاصه:
  • 2گیگا بایت فضای رایگان.
  • امکان افزایش تا 3 گیگا بایت در صورت معرفی 4 نفر (هر نفر 250 مگابایت). دعوت شونده و دعوت کننده هر کدام 250 این فضای اضافه را دریافت میکنند.
  • ایجاد یک Folder مانند همه Folder های ویندوز که علاوه بر امکان کپی راحت و بی درد سر، به صورت خودکار تغییرات را در تمام کامپیوترهای شما اعمال میکند. توضیح اینکه مثلا اگر فایلی را شب در منزل در این Folder کپی کنید، فردا در محل کار هنگامی که به اینترنت دسترسی داشته باشید این فایل در همان شاخه در کامپیوتر محل کارتان نیز کپی خواهد شد.
  • حتی اگر آنلاین نباشید هم به فایلها به صورت آفلاین دسترسی دارید.
  • امکان اشتراک گذاری برای همه افراد یا چند نفر ( تمام فایلهایی که در این وبلاگ اعم از موسیقی و نرم افزار معرفی شده اند در واقع در شاخه اشتراکی اکانت من هستند که شما به راحتی و بدون فیلتر به آن دسترسی دارید)
  • شما هم اگر وبلاگی دارید که برای اشتراک گذاری فایلها از سایتهایی مثل Tinypic یا Sharemation استفاده میکنید ایک سایت با امکاناتش گذینه بسیار بهتری ست.
  • ضمنا هیچوقت نگران فایل ها و اطلاعاتتون نیستید ونیاز نیست اونها رو همیشه روی فلش دیسک داشته باشید یا مثلا با صورت پیوست به خودتون ایمیل بزنید یا FTP کنید.

برای عضویت، به سایت زیر بروید و نرم افزارش را نصب کنید. در شاخه My Documents در ویندوز، یک شاخه تحت عنوان My Dropbox ایجاد میشود و بقیه کار هم مشخص است.

برای ارسال لینک فایلهایی که در زیر شاخه Public کپی کرده اید، روی هر فایل کلیک راست کنید و در قسمت Dropbox گزینه Copy Public link را انتخاب کنید و هرجا خواستید Paste کنید.
در اینجا هم توضیحات بیشتر را ببینید.



به اینجا یا اینجا بروید و به راحتی عضو شوید

اگر سوال داشتید کامنت بگذارید.


تفنگت را زمين بگذار



درود، درود بر بزرگ مرد موسیقی ایران. کدام ایرانی‌ را می‌شناسید که با شنیدن این تصنیف اشک در چشمانش و مو بر تنش راست نگردد؟

عمرش دراز که چنین مردانی در این روزگار انگشت شمارند

تصنیف محمد رضا شجریان با آهنگسازی مجید درخشانی و شعر فریدون مشیری

زبان آتش

تفنگت را زمين بگذار

که من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار

تفنگ دست تو يعنی زبانِ آتش و آهن

من اما پيش اين اهريمنی ابزارِ بنيان کن

ندارم جز زبان دل ، دلی لبريز ز مهر تو ،

تو ای با دوستی دشمن !

زبان آتش و آهن

زبان خشم و خونريزی ست

زبان قهرِ چنگيزی ست

بيا ، بنشين ، بگو ، بشنو سخن، شايد

فروغِ آدميت راه در قلب تو بگشايد

برادر گر که می خوانی مرا، بنشين برادروار

تفنگت را زمين بگذار،

تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو

اين ديوِ انسان کش برون آيد.

تو از آيين انسانی چه می دانی ؟

اگر جان را خدا داده ست

چرا بايد تو بستانی ؟

چرا بايد که با يک لحظه غفلت ، اين برادر را

به خاک و خون بغلطانی ؟

گرفتم در همه احوال حق گويی و حق جويی

و حق با توست ،

ولی حق را برادر جان به زور اين زبان نافهمِ آتشبار

نبايد جست !

اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار

تفنگت را زمين بگذار
.
.
.


اصلاح لینک ها


لینک تمامی فایلها (موسیقی، کلیپ، نرم افزار و ..) که در این وبلاگ معرفی شده اند. اصلاح شده و سعی کرده ام فایلها را جایی بگذارم که فیلتر نباشد و به راحتی قابل دسترس باشد.
خواهش دارم در صورت برخورد با لینک معیوب، به من اطلاع بدهید.
با تشکر

معدن قطعات و ابزار مکانیکی



پیش از هرچیز باید بگم علت اصلی ننوشتنهای این روزهایم اوضاع کشورم است که دل و دماغی برای نوشتم نمیگذارد. ولی سعی میکنم در کنار غصه ها و امیدها و گفته ها و نگفته ها، کمی هم بنویسم.

******

نمیدونم چقدر پیش اموده که بخواهید نام یک ابزار و یا قطعه که در زندگی روزمره و یا هنگام کار استفاده میشه رو به انگلیسی بدونید. خیلی از ابزاری که میشناسیم اسم های خاص فارسی دارند که در صورت نیاز پیدا کردن معادل انگلیسیش کار آسونی نیست.
مثل:
مغار، رنده، آچار فرانسه، سنباده، انواع پیچ مهره، خار، لولا و بست، شلنگ ، شیر، هویه، زنجیر، چرخ صدها چیز دیگه.

از سایت مک مستر (McMASTER) میتوانید از شیر مرغ تا جون آدمیزاد! رو پیدا کنید. اینجا یکی از بزرگترین سایتهایی هست که تامین این قطعات و ابزار رو برای همه انجام میده و خیلی کامله.
البته برای کسانی که بیرون از آمریکا هستند مسلما خرید میسر نیست ولی ضمن یادگیری معادل انگلیسی آنها، کسانی که کار طراحی میکنند، میتوانید با دیدن و گشتن در این سایت ایده بگیرید و شاید استفاده بیشتری بکنند.

انگار اره بر رگ روحم کشیده اند


شعری از دوست عزیزم حنیف افخمی ستوده :


انگار اره بر رگ روحم کشیده اند
فریاد می زدم که گلویم دریده اند

انگار در مسیر تلاقی شعله ها
پروانه های کوچک عمرم رمیده اند

پروانه و مجال افق های عنکبوت
با بال ها که از تن تارش تنیده اند

چیزی شبیه دشنه به جانم نشسته است
یا گرگ ها میان گلویم دویده اند

دیشب صدای شیههی شیطان شنیده شد
حالا تمام طایفه یک جا رسیده اند

این شعله نور نیست که چشمان اژدهاست
بنگر که ساحران به چه طورت (تورت) کشیده اند

ماییم و دشنه ها و گلوهای واقعی
مشتی رسول کذب که کابوس دیده اند

وقتی سکوت کردم و سیلی به صیهه خواست
یعنی که دردهای نهانم شنیده اند

وقتی سکوت میکنم و نعره میزنی
انگار اره بر رگ روحم کشیده اند


30 خرداد 88

هر ایرانی‌ یک رسانه



این روزها - بعد از انتخابات - به شدت حال منقلبی دارم، مانند همهٔ شما. همهٔ شما هموطنان. بر این باورم، فارغ از آنکه چه عقیده سیاسی یا مذهبی‌ داشته باشیم، اتفاقات اخیر هر ایرانی‌ را منقلب می‌کند. هر ایرانی‌ که کوچک نشانی‌ از این خاک هنوز در وجودش هست.
این روزها جرات شنیدن تصنیف "ایران‌ای سرای امید" و یا حتی "فریاد (خانه‌ام آتش گرفت است)" شجریان را ندارم. این بغض فروخورده، تازه شده و با اندک تلنگری میترکد.
اما درد من نه فقط بلایست که از بالا بر ما اعمال شده، که بیشتر از نبود آگاهی‌ بعضی‌ از هم میهنانم از شرایط و قضاوت‌های آنها و عدم همراهی آنهاست. گرچه خیلی‌ از آنان به علت نبود دسترسی‌ به اخبار و داشتن تنها منبع خبری موجود که در خوشبینانه‌ترین حالت فقط بخشی از حقیقت را میگوید (که این خود بزرگترین دروغ است) خیلی‌ هم مقصر نیستند. از سوی دیگر عقاید مذهبی‌ و بمباران خبری رسانه‌های داخلی‌ فرصت اندیشیدن و تامل را از آنان گرفته و اجازه نمیدهد گمان کنند ممکن است این همهٔ حقیقت نباشد.
حرف دلم بسیار است و نمی‌شود که بنویسم.
تنها راهی‌ که برای حل این معضل به نظرم می‌رسد استفاده و ادامهٔ ایدهٔ "هر ایرانی‌ یک رسانه" است ، وظیفهٔ خود میدانم و از شما نیز تقاضا دارم با صبر بسیار در یک برنامهٔ بلند مدت با افراد نزدیک خود گفتگو کنید و سعی کنید اطلاعاتی‌ که به گوششان نمیرسد را به آنان بگویید. چه بسیار کسانی‌ که نه به اینترنت نیم بند داخلی‌ دسترسی‌ دارند نه به ماهواره.

نکته مهم: استدلال نکنید، عصبی نشوید. خبر رسانی کنید و فقط تقاضا کنید خبرهای سانسور شده را بخواند و بشنوند.