این سایت برای مدیران ایران خودرو و بعضی از کارشناسان اونجا بیشتر توصیه میشه. فکر کنم برای بعضی از همکاران قدیمی نقشه اروپا مثل نقشه ایران برای من باشه که جای خالی نمیشه توش پیدا کرد.
نقشه شهرهایی از جهان که تا کنون دیده اید
این سایت برای مدیران ایران خودرو و بعضی از کارشناسان اونجا بیشتر توصیه میشه. فکر کنم برای بعضی از همکاران قدیمی نقشه اروپا مثل نقشه ایران برای من باشه که جای خالی نمیشه توش پیدا کرد.
فیلترشکن ایرانی
خیابانها در اطراف واشنگتن
اما مشکل من فقط GPS نبود. نقشه گوگل کمک کرد که بفهمم مشکل چیه. در واقع 3 علت رو میتونم بشمرم
- در آمریکا بیشتر خیابانهای اصلی هم شماره دارند و هم اسم! و GPS بعضی مواقع اسم رو میگه و بعضی مواقع شماره.
- یک خیابان اصلی ممکنه در قسمت های مختلف اسم های مختلف داشته باشه! عکس زیر نشون میده که مثلا یک خیابان (سرمه ایی رنگ) بعد از تقاطع با خیابان دیگر اسم آن خیابان را میگیرد (مسیر سبز و قرمز و آبی) یعنی 3 اسم برای یک امتداد.
- یکی از اصولی که کمک به پیدا کردن مسیر و آشنایی با یک منطقه میکنه توازی و عمود بودن خیابانهاست ولی در منطقه ما، این اصل خیلی کم رعایت شده (باز هم یک نگاه به عکس زیر بیندازید- کلیک) البته عکس بالا مربوط به داخل شهر واشنگتن دی سی هست که نظم خیلی خوبی داره و خیابانها عمودی و افقی هستند و عمودی ها شماره و افقی ها حروف الفبا رو دارند که کار رو خیلی راحت میکنه. گرچه در اونجا هم اسم کسی یا شهیدی رو روی بعضی خیابونها گذاشتند که نظم رو به هم میزنه. ولی کلا خیلی بهتره.
یک نرم افزار مهندسی
- انواع تیرها و بارگذاری آنها
- خرپا (با امکان طراحی هر نوع خرپای دو بعدی)
- پیچش
- خمش
- کمانش
- پرچ
- مخازن تحت فشار
- دایره مور
دورها
نمیدونم این تجربه رو داشتید یا نه، پنج، شش سال پیش با دوستی آشنا شدم که انگار از خیلی قبل میشناختمش یعنی بعد از آشنایی احساس کردم سالهاست که همدیگه رو میشناسیم. توی زندگیم شاید سه چهار مورد رو میتونم با این حس نام ببرم.این دوست عزیز جناب حنیف افخمی ستوده است که به دوستی با او افتخار میکنم. این آقا حنیف ما طبع شعر قابل تحسینی داره و قبل از این که ما راهی سفر طولانیمون بشیم لطف کرد و این شعر رو برامون نوشت. خوندنش حس خوب و محکمی بهم میده. میخواستم شما هم از خوندنش لذت ببرید.
دورها
همیشه خانه ها گریه می کنند
گفتی که دورها خانه ها گریه می کنند
خورشید را در چشمت نشاندی
و جاده قدم هایت را می شمرد
هر گردنه
سوالی بود به سنگینی همه ی پس پشت
پرتگاهی که
دهان گشاده بود
کنامی که
کمین می کشید
ماری که
می لغزید
یا بهشتی که وعده داده شده .
سنگ ها
گردنه ها
و گام هایت .
در عبور از آن همه
غباری مانده .
دستانی که خورشید را به طلوع می آرند
همیشه تاول دارند
چشمانی که سحر را می جویند
اشکبارند
پسران طوفان
همیشه بی قرارند .
نمی توان به فراغت خفت
و از صبح نوشید
با لبان سوخته
نمی توان به فراخی خندید .
گردنه ها
زیر گام هایت لرزید
جاده را سر تسلیم نبود
همچنان که ترا پای خستگی
سنگ های نامنتظر
زخم های ترا تقدیس کردند
و سرنوشت
به پاس جستجویت
سربسته ترین راز عالم شد.
عکس بالا رو که با حال و هوای شعر نزدیک احساس کردم مسیر دریاچه گهر است که پارسال گرفته ام و خاطره 60 کیلومتر پیاده روی در یک روز را برایم زنده میکند.
نوروز و فستیوال شکوفه های گیلاس در دی سی
البته یک هفت سین خوشگل هم داشتیم که کلی باهاش صفا کردیم.

در ایالت ویرجینیا بهار بسیار زیباست و همه مردم بهار اینجا رو خیلی دوست دارند. درصد بالایی از درخت ها شکوفه کرده اند و مناطق شهری را که در واقع خانه هایی در دل جنگل هسنتند به تابلوهای بی بدیلی از طراوت و زندگی تبدیل کرده اند.
صدای انواع و اقسام پرنده ها و جنب و جوش سنجاب ها و آهو ها و راکن ها را هم نباید نادیده گرفت.
در واشنگتن دی سی که حدود 20 کیلومتر با ما فاصله داره هم درخت های گیلاس زیادی وجود داره که عمدتا توسط دولت ژاپن به اینجا هدیه شده. تصاویر زیر رو یک شنبه گذشته از اونجا گرفتم. طی دو هفته ایی که شکوفه ها باز میشن همه مردم برای دیدن این مناظر به اونجا میان.

این عکسها دقیفا از اینجای دنیا گرفته شده اند:
چرا اقتصاد دنیا داغون شد؟ (کلیپ)
من پیمان میبندم!

در مورد انتخابات آمریکا و اوباما همه ما چیزهایی شنیده ایم و میدانیم. اما امروز میخوام کمی در مورد نکته خاصی که به نظرم رسیده صحبت کنم. مسلما مقایسه انتخابات در ایران و امریکا خصوصا انتخاب خاتمی و اوباما، به قول بعضی ها قیاس مع الفارق است! چراکه همه چیزش فرق میکند ولی یک نکته کمابیش مشترک هست و آن حسی است که آنروز مردم ایران پس از انتخاب خاتمی داشتند و امروز مردم آمریکا بعد از انتخاب اوباما دارند. این حس از جنس شور و حسیست که مردم ایران قبلا هم درسال 57 داشتند.
نکته مهمی که باید حاکمان یک جامعه بزرگ به آن توجه داشته باشند، هدایت و استفاده مناسب از این انرژی تزریق شده به جامعه است. حسی که روز شنبه ساعت 2 بعد از ظهر سوم خرداد 76 بعد از قطعی شدن انتخاب خاتمی داشتیم یادتان هست؟ چه بر سر این شور آمد؟ آیا ایجاد چنین شوری در تاریخ یک ملت کاری آسان و ارزان است؟ آیا تلخ کردن کام مردم مسرور به جاست؟
در اینجا (آمریکا)تقریبا این شور دیده میشود. همه امیدوارند، همه آماده همکاری برای ایجاد تغییرند. البته میزان گرمی و سردی مردم اینجا کمتر از ما ایرانی هاست. یعنی کیفیتش یکیست ولی شاید کمیتش فرق کند.
همه این حرف ها برای این بود که بگویم اینجا میخواهند از این نیرو استفاده کنند و شعار " تغییر" را عملی کنند.
ویدئوی زیر که توسط تعداد زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان و افراد معروف آمریکا اجرا شده را ببینید.
عنوان آن این است:
I pledge allegiance to Obama
من به پیروی از اوباما، پیمان میبندم
بخشی از متن کلیپ بالا:
جمله اوباما :
So let us summon a new spirit of patriotism, of responsibility, where each of us resolves to pitch in and work harder and look after not only ourselves but each other
پس بیایید روح وطن پرستی و حس مسئولیت را فراخوانیم چرا که تک تک ما برآنیم که با سخت کار کردن و مراقبت از نه نتها خود بلکه یکدیگر، در آن نقش داشته باشیم.
من پیمان میبندم
من پیمان میبندم
که بیشتر لبخند بزنم
که بیشتر عشق بورزم
که پدر و مادر بهتری باشم
من پیمان میبندم
که وقتم را بدون چشمداشت برای کودکان بیمار اختصاص دهم
که به همکاریم با یونیسف برای تبدیل اینجا به جایی بهتر برای کودکانمان ادامه دهم
که صدای کسانی باشم که صدایی ندارند
که خودم را یک آمریکایی بدانم نه یک آفریقایی-آمریکایی (سیاه پوست)
که همیشه کشورم را با غرور، وقار و صداقت جلوه بدهم
که برای کشورم خدمات داوطلبانه انجام دهم.
من پیمان میبندم
که در هنگام رانندگی به دیگران توهین نکنم
تا برای درمان آلزایمر کمک کنم
تا به مردم مسن کشورم کمک کنم
تا به غریبه ها محبت بیشتری نشان دهم
من پیمان میبندم
تا همسایه هایم را ببینم و اسمهایشان را بدانم و به آنها لبخند بزنم
و بپرسم چگونه میتوانم امروز کمکی بهشان بکنم
تا برای خواهرها و برادرانم مربی خوبی باشم
تا مصرف پلاستیک را در زندگیم کم کنم (حتی با کم کردن مصرف بطری آب معدنی)
تا 500 درخت بکارم تا به سیاره ام کمک کنم
که با مصرف کمتر کیسه های پلاستیکی فروشگاهها، کمک به محیظ زیست کنم
تا کمتر مصرف کنم و بیشتر بکارم
تا ماشین هایبرید (برق و بنزین) بخرم
تا آهسته تر برانم تا کمتر بنزین مصرف کنم
من پیمان میبندم
تا آدم بهتری باشم
تا به تحصیل کودکان کمک کنم
که با آزادی یک میلیون برده در جهان کنم کنم
که هر روز چیز تازه ایی یاد بگیرم
تا اول خودم را تغییر بدهم قبل از اینکه از دیگران بخواهم
.
.
.
شما چه پیمان میبندید؟
من پیمان میبندم
که خدمتگزاری برای رییس جمهورم و همه مردم دنیا باشم
چراکه با هم میتوانیم
چراکه با هم هستیم
وبا هم به تغییری که به دنبالش هستیم خواهیم رسید.
لینک دانلود ویدئو
--------------------------------
راستی
کمی به جمله ها دقت کنید خیلی از آنها در تعلیماتی که در اسلام هست شبیهند نه؟
چند تا علامت سوال و تعجب.
--------------
پی نوشت: یکی از خوانندگان کمنتی گذشته که لازم دیدم توضیح بدم: کامنت ایشان: "نمی دونم چرا همه جا دنبال این میگردی که یه جوری همه چیز رو به اسلام شبیه بدونی. برای اینکه خیلی به این چیزا علاقه داری٬ یکمی کتاب های یهودی بخون ببین که چقدر اسلام و قرآن از روی آنها کپی شده. البته یک کاره راحتتر٬ کتاب های زرتشتی رو با قرآن و رساله ها مقایسه کن. گاهی خط به خط کپی شده. سعی کن از این فرصتی که مفتی گیر آوردی( به لطف همین غیر مسلمان ها که اجازه میدن تو و امثال تو بیان تو این کشور) یکم دیدت رو باز کنی. این مردم٬ فرهنگ و روش زندگی شان بسیار با خرافاتی بنام اسلام فرق داره."
نخست اینکه انصاف نیست از این همه مطلبی که نوشتم به جملهٔ آخرش ایراد بگیرید (-:
-
دوم اینکه یادم نمیاد در وبلاگم همه چیز رو به اسلام ربط داده باشم !
سوم اینکه با این جمله میخواستم بگم در کشور ما که عمدهٔ مردم لااقل اسما مسلمان هستند و سالهاست این حرفها رو میشنوند در جامعه عملا اثر زیادی از آن نمیبینیم.
-
در حالی که در آمریکا قطعا میشه گفت با تعقل بهش رسیدند. نه با خوندن تورات و انجیل.
اصلا چه فرقی میکنه منبع این تفکر کجاست. من که در مورد اینکه اصل فلان موضوع در تورات یا انجیل یا قران هست تعصبی ندارم . ایرادی که به من گرفتید به خودتون هم وارده. مهم اینه که ما داریم و استفاده نمیکنیم ولی اینها نداشتند و بهش رسیده اند.
داشتم روز آنلاین را میخواندم که این قسمت از سخنرانی عبداله نوری را مناسب بحث بالا دیدم: تا نظر شما چه باشد!
سفری به شرق Vinginia
چند روز پیش همراه با جمعی از دوستان قدیمی بازیافته! سفر کوتاهی به شرق ایالت ویرجینیا داشتیم و علاوه بر دیدن شهر قدیمی Williamsburg که از اولین نقاطیست که انگلیسی ها در آمریکا مستقر شدند، سری هم به شهر ساحلی Virginia Beach زدیم.
یک تور2-3 ساعته بر روی اقیانوس برای دیدن نهنگ! های مهاجرداشتیم که خیلی هیجان انگیز بود. دربرگشت، از مسیر پل-تونل ویرجینیا برگشتیم که سازه جالبیه در واقع شبه جزیره بزرگی که در شرق آمریکا قرار داره رو از جنوب به ویرجینیا وصل میکنه (نقشه زیر)
سایت رسمی این پل تونل
اطلاعات بیشتر
نقشه در wikimapia
پی نوشت : به علل نا معلوم شرق و غرب را اشتباه گرفته بودم! که با تذکر یکی ار خوانندگان تصحیح شد.
علت اصلی ناامنی پراید



۲-۳ سال پیش یک بازدید از کارخونه پارس خودرو داشتم که علاوه بر رنو، پراید هم تولید میکنه. وقتی از خط تولید بدنه عبور میکردیم، کمی کنجکاوی کردم (شما بخونید فضولی) و از نزدیک نحوهٔ اتصال قطعات بدنه رو تعقیب کردم. نمیخوام از شرکت ایران خودرو تعریف کنم ولی در اونجا قوانین سفت و سختی وجود داره که کیفیت اتصال (نقطه جوش) قطعت رو کنترل میکنه و به صورت روتین روزی چند بدنه در شیفتهای مختلف کنترل میشن (تست مخرب و غیر مخرب) در واقع پارامترهای مختلفی از جمله نحو اعمال نیرو و آمپر، زمان، ضخامت ورق، خنک کاری گان جوش و ... موثره تا یک جوش خوب با هستهٔ مناسب بوجود بیاد.
نقطه جوش با هستهٔ مناسب
اما در پارس خودرو که در حال حاضر متعلق به سایپا هست، کیفیت اتصالات بسیار بد و در مواردی افتضاح بود به طوری که بنظر میومد که اتصالی اصلا صورت نمیگیره و فقط رنگ ورق بخاطر حرارت تغییر میکنه!! این مشکل مسلما در مورد رنوهای تولیدی این شرکت هم هست! برای اینکه بهتر منظورم رو برسونم این عکس رو از یک اتصال خوب و بد ببینید:
1 Reject Weld, 1 Marginal Weld, 4 Good Welds
این همه رو برای این گفتم که علت اصلی ناامن بودن این خودرو مشخص بشه. در واقع اگر تست ضربه برای ایمنی این خودرو قبلا توسط کیا موتورز انجام شده هیچ ربطی به این خودرو که در ایران تولید میشه نداره. عکسهای زیر نشون میدان که چطور این خودرو در تصادفات متلاشی شده. در صورتی که هرچه تصادف شدید باشه نباید مثل کاردستی چوبی قطعاتش از هم جدا بشن. متاسفانه در ایران یک خودرو ارزان مناسب خانواده وجود نداره و اهمال کاری مدیران ایران خوردو هم باعث شد تا بازار به دست سایپا بیفته و مردم راهی جز خرید این خودرو ناامن نداشته باشند. اگر دوستانی از سایپا یا پارس خودرو نظر دیگری دارند خوشحال میشوم نظرشان را درج کنند این هم شاهدی دیگر:
پی نوشت:
در یک تصادف بسیار شدید برای هر خودروی استاندارد بسیار کم پیش میاد که مثل این پرایدها ماشین از هم بپاشه. در واقع شدید ترین تصادف باعث مچاله شدن ماشین میشه نه ترکیدن ماشین! عکس دوم تصادف را دوباره ببینید. بدون اینکه ضربه خیلی زیادی به نیمه عقب ماشین وارد شده باشه این پراید نصف شده. من کارشناس جوش نیستم ولی این رو میدونم که اتصال جوش خوب اونیه که استحکامش از ورق معمولی کمتر نباشه و نباید در تصادف جدا بشه. (تا نظر کارشناسان چه باشه)
خلاصی از صدای تیک تاک ساعت

ولی با این کار ساده درصد قابل توجهی از صدا رو کم میکنید:
عقربه ثانیه شمار رو در بیارید! همین!
برای این کار فقط عقربه رو به آرامی به بیرون بکشید. بدون مقاومت بیرون میاد و شما هم خلاص میشید.
طرز تهیه ماست!

توضیح اینکه ماست پروبیوتیک ماستی است که علاوه بر میکروبهای معمول در ماست، میکروبهای دیگری دارد که برای دستگاه گوارش و عملکرد آن مفیدند.
مواد لازم:
شیر (با 3 یا 2 درصد چربی)
2 -3 قاشق ماست
یک قابلمه در دار
یک پارچه تمیز
یک پتوی گرم و سبک
مراحل تهیه:
- شیر رو در قابلمه تمیز بریزید. دقت کنید که قابلمه چرب و خیس نباشد
- شیر رو گرم کنید تا دمای آن حدود 85 درجه سانتیگراد برسد. برای اندازه گیری دما خیلی وسواس نداشته باشید همین که روی شیر کمی کف کرد و گرمای دیواره قابلمه با دست قابل تحمل نباشد کافیست.
- دقت کنید که نباید شیر بجوشد.
- با این کار میکروبهای اضافه در شیر از بین میروند.
- حال اجاق رو خاموش کنید و بگذارید شیر کمی شود. دمای ایده آل 43 درجه است که باز هم نیاز با دماسنج ندارید. اینبار اگر گرمای قابلمه برای دستتان قابل تحمل شد، دما، دمای مناسبیست.
- حال در سه چهار نقطه قابلمه چند قاشق ماست بریزید. اگر ماست پروبیوتیک بریزید ماستتان هم پروبیوتیک میشود!
- دقت کنید که شیر را به هم نزنید. فوت کوزه گری این کار این است که از این لحظه به بعد نباید شیر به هم بخورد.
- به آرامی پارچه را روی روی قابلمه بگذارید و در آن را ببندید. این پارچه بخار آب تقطیر شده بر روی در را جذب میکند تا به شیر بازنگردد.
- نکته مهم این است که دمای شیر در حدود 43 درجه برای مدت 6-7 ساعت باقی بماند تا میکروبها تخمیر را انجام دهند.
- برای این کار قابلمه را به آرامی پتو پیچ کنید و در جایی مثل فر قرار دهید.
- توصیه میکنم قبلا کمی فر را گرم کنید و چراغ فر را روشن بگذارید تا محیط فر همدما با دمای مورد نظر باقی بماند.
- بعد از مدت مذکور، ماست شما آماده است.
بتهوون و پیداکردن کار

همیشه از کارهای بتهوون لذت می برم. یادمه چهارم دبیرستان بودم که یکی از دوستان برای معرفی موسیقی کلاسیک سمفونی 5 بتهون رو داد. از اون به بعد طرفدار پرو پا قرص بتهوون شدم. حتی موقعی که برای کنکور میخوندم هم بتهون همراهم بود. کارهاش پر ابهت و تحسین برانگیزه و توصیه اکید دارم کسانی که دنبال دوای اعتماد به نفس میگردند، حتما چند دوز از کارهای بتهوون رو امتحان کنند. بدون اثر جانبی و کاملا موثر!
- سمفونی 5
- سمفونی 9
- کنسرتو پیانوی 5
- اورتور اگمونت
تنیجه؟
خوب معلومه کار رو گرفتم.
این کلیپ رو ببینید قسمت اول کنسرتو پیانوی 5 هست که به زیبایی اجرا شده :
نیویورک
البته چیزهایی هم برای دیدن داره:
تئاترهای معروف که همیشه مشتری داره و صفهای طولانی برای بلیطش تشکیل میشه.
برج آزادی
یکی دوتا پل
برج بلند Empire state
موزه مادام توسو
خیابان معروف Broadway
Wall street خیابانی که به علت آسمان خراشهای اطرافش به خیابان دیوار معروف شده
محل برجهای دوقلو که دارند براش یادگار درست میکنند.
محله چینی ها
ساختمان سازمان ملل
و دانشگاه کمبریج
این دوتای آخری خاطره انگیزند!
نیویورک شبکه متروی بزرگ داره که البته قدیمی و کثیف هم هست! البته ما ازش خیلی استفاده نکردیم. دو شبکه بزرگ اتوبوس مخصوص گردشگرها داره که خصوصیه و با 50 دلار میتوانید برای 3 روز از اونها استفاده کرد. خوبیش اینه که اتوبوسها دو طبقه هستند و طبقه بالا سرپوشیده نیست و یک راهنما هم در تمام مسیر همه جا رو توضیح میده. راستی یک سفر با یک کشتی کوچک هم روی این بلیط ها هست که برای دیدن مجسمه آزادی اختصاص داره.
ما بیشتر در جزیره بزرگ منهتن که بخش اصلی شهر حساب میشه میگشتیم. البته محله بروکلین هم سر زدیم
تنها مشکلمون سرمای سوزناک نیویورک بود.
این هم چند تا عکس:
واشنگتن دی سی
در منطقه بزرگی که به اون MAll میگویند چندین موزه، کنگره و کاخ سفید قرار دارند. توضیحات رو روی عکس ها بخوانید.
خرید خودرو

اول از همه ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم. مشغول تهیه وبلاگ دیگری برای معرفی سابقه کاری خودم بودم و سرم کمی شلوغ بود.
از همون روزهای اول که رسیدیم نیاز شدید به ماشین شخصی عمیقا احساس میشد. میشه گفت بدون ماشین زندگی تعطیل میشه. به همین دلیل سریعا دنبال یه ماشین در سایتهای مختلف گشتم
این سایت در تمام آمریکا (و بسیاری شهرهای دیگه دنیا) بسیار پر استفاده است و برای خرید و فروش و کاریابی و ... از اون استفاده میکنند و گذاشتن آگهی هم در اون رایگانه البته به علل نامعلوم در ایران این سایت فیلتره

بگذریم
خلاصه 4-5 روز بعد از ورودمون به اینجا یک شورلت مالیبو 2002 به قیمتی که ماتیز عزیز رو فروختیم گرفتم.(هر دوشون همین رنگی هستند که میبینید!) البته با بیمه یک ساله قوای محرکه و مالیات و ...
البته کمی لنت ها و ترمزش ایراد داشت که با کمی قیافه حق به جانب و غرغر، توسط شرکت فروشنده برطرف شد.
یادش به خیر یه ماتیز کوچولو داشتیم که باهاش نصف ایران رو گشتیم. (مخلص آقا هادی هم هستیم)

فعلا با گواهینامه بین المللی ایران اینجا میشه رانندگی کرد. به زودی باید بریم دوباره امتحان بدیم.
بنزین هم قیمت خوبی پیدا کرده. قبل از اینکه ما بیاییم تا گالنی 5 دلار هم رسیده بود. همون روزهایی که توی ایران یه جورایی خوشحال بودیم که نفت گرون شده و بشکه ایی 140 دلار بود. ولی الان بنزین اینجا گالنی 1.6 دلار شده و با توجه به فاصله های زیادی اینجا باید همه رانندگی کنند، دیگه مردم دغدغه تهیه بنزین ندارند.
فکر میکنید بالاخره باید خوشحال باشیم که نفت ارزون شده یا ناراحت!
رانندگی کردن هم اینجا جالبه که بعدا براتون میگم.
راستی تا یادم نرفته اینم بگم که فکر کنم خیلی به درد صدا و سیما ایران میخوره و اون هم اینکه چند روز پیش 2 دقیقه برق منطقه ما قطع شد. البته صدا و سیما مسلما به این بیمزگی این رو نمیگه و کلی پیازداغ و ادویه توش میریزه.
تا بعد
سخنرانی دکتر سروش

مجموع 4 جلسه با موضوع نگاهی نو به حافظ در این دانشگاه برگزار میشود که 2 جلسه آن انجام شده است
به غیر از سایت معمول ایشان (که امکان دانلود در ایران تقریبا ندارد) به نشانی زیر
http://www.drsoroush.com/
سایت زیر مربوط به همین 4 جلسه میباشد و سخنرانیهای قبلی است:
http://drsoroushlecture.webs.






























